شمس سراج عفيف

395

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

اختصاص بيشمار و بسيار داشت - چون راي تلنگ را سلطان محمد جانب شهر دهلي روان كرد در اثناي راه راي بدخواه بدوزخ پيوست - خانجهان چون مطيعان پيش سلطان محمد ايمان آورد و كلمهء طيبهء طاهره « 2 » از زبان كشاد - كما قال الله تبارك و تعالى إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ - بدرستي و راستي نيكي برندهء بديست * * بيت * * حاصل دنيا چو يكي ساعت است * * * طاعتى كن كز همه به طاعتي است * معهذا چون خانجهان اهل صفا بشرف اسلام مشرف گشت سلطان محمد او را مقبول نام داشت - و در حق او مراحم فراوان و عاطفت بىپايان گماشت - چون سلطان محمد در ذات خان اعظم خانجهان همه صفات اهل كياست و فراست ديد خانجهان را نيابت وزارت شهر دهلي داد - و ابواب مراحم كشاد و چون خانجهان در پروانها نشان كردي و امضاي خود نبشتى دران امضا همچنين بازديدي كه ( مقبول بندهء محمد تغلق ) معهذا اگرچه وزير مستثنى خواندن و نوشتن نميدانست اما اعقل الناس بود - درك فراوان و خرد بىپايان داشت - به قوت عقل درگاه « 3 » تختگاه دار الملك آراست - هم در عهد سلطان محمد در ابتداي حال و آغاز مقال قوام الملك خطاب شد - اقطاع ملتان يافت - بعده

--> ( 2 ن ) ظاهر * ( 3 ن ) در درگاه *