شمس سراج عفيف

367

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

انعام دهانيدى و بازگردانيدى - مقصود ازين چيست - در عهد دولت آن شهنشاه بكرم إله بهر بهانه خلائق را فرحت و بهجت بود - زهى دور با سعادت و مكنت بود * * بيت * نه چندان آرزومندم كه وصفش در بيان آيد * * * اگر صد نامه بنويسم حكايت بيش ازان آيد * مقدمهء هفدهم در بيان احوال طلب كردن مطربان بعد از نماز جمعه به حضرت سلطان فيروز نقل است چون روز جمعه ميشد بعد از نماز جمعه حضرت شاه ميفرمود « 2 » - كه طائفهء مطربان هرچهار شهر و طائفهء پهلوانان اين هر چهار مقام و طائفهء ادوتيان را هرروز جمعه بعد اداي نماز درون در سراى حاضر آرند - چون حضرت شاه فيروز از نماز جمعه بازگشتى در محل چهچهء چوبين بار دادى - اين هرسه طائفه موازنهء دو سه هزار آدمي را جمع ميكردند - ايشان را به حضرت سلطان فيروز شاه ميبردند - حضرت سلطان « 3 » يكزمان با طائفهء مطربان و شنيدن سرود ايشان مشغول ميگشت - چون بعد از زمانى از ايشان فارغ ميشد بعده طائفهء پهلوانان و گروه « 4 » يلان چون يلان كشتي ميگرفتند - چون بعد از زمانى از ايشان نيز فارغ ميشد « 5 » بشنيدن قصها و افسانهاى ادوتيان

--> ( 2 ن ) فرموده بود * ( 3 ن ) سليماني * ( 4 ن ) گروه ملازمان * ( 5 ن ) ميگشت *