شمس سراج عفيف
341
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
فيروز شاه بالهام حضرت إله بر جميع خلائق در « 2 » لطف و احسان كشاده گلدستهء بسيار « 3 » بدست ايشان داده از گناه كبيرهء خلائق مملكت بوفور سلطنت بازآمده - چون كاركنان درگاه و محاسبان اعمال عمال شهنشاه اينچنين معاينه كرده هر آينه ايشان نيز با خلق سهولت گرفتند - كه الناس على دين ملوكهم * * بيت * * چون همه كس خدمت سلطان كنند * * * هرچه كه سلطان بكند آن كنند * معهذا در عهد دولت آن شهنشاه اگر محاسبهء اقطاعي شدي به مجرد آنكه مقطع اقطاع از اقطاع خويش در حضرت آمدي و پايبوس شاه كردي آن مقطع را در ديوان وزارت حاضر ميآوردند - موازنهء حساب كرد او ميديدند - و پيش تخت فيروز شاه ميبردند و ميگذرانيدند - باقي بيرون ميآوردند - بعد از سوال و جواب فى الحال مقطع را روان ميكردند - و چون سال انصرام شدي محرران كارخانها را در ديوان وزارت حاضر ميآوردند - از ايشان مجملات ميستدند - و باقي از قسم نقد و جنس بيرون ميآوردند - به همه « 4 » حال درين مدت چهل سال محاسبات بر اسلوب محاسبان نشده - و اين نيست كه سلطان فيروز ازينها بىعلم بود - بلكه نيكو ميدانست - ديده « 5 » چشم ميبست به همه حال از جهت محاسبهء اعمال عمال ديده ناديده ميكرد
--> ( 2 ن ) از لطف در احسان * ( 3 ن ) انبار * ( 4 ن ) از ايشان همه حال * ( 5 ن ) ديده پسنديده *