شمس سراج عفيف
328
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
چون پيلان بر شير زور ميآوردند شير بر پيل حمله آوردي - دران حالت شهنشاه با جلادت بر شير خود تير زدي - تا به جائى رسيد و مرتبهء اين كردار بمحلي رسيد كه چند شير از جنس قلاويز پيش دربار حضرت جهاندار ميبستند نيمهء در راستاي دربار و نيمهء در چپا * * رباعي * از گرگ و گوزن و گور نخچير * * جز شير نزد بديگري تير در كشتن شير كم شود سير * * نگذاشته در جهانش يك شير و همچنين اگر در تلي و دهندي ماهي بودي شهنشاه فرمودي كه آن دامهاي گران كه بالاي ماده پيلان بار كرده ميبردند آن دامها دران تلي و دهند اندازند - بر حكم فرمان شاه آن دامها را ميآنداختند - و به تمام ماهي ميگرفتند - آري سلطان فيروز شاه مقبول درگاه حضرت آله اين چنين شكارها باختي كه از سلاطين پيشين كم كسي باخت مگر فيروز شاه درين كار كوشش بيش گماشت - و همچنين شهنشاه دين دو ديك دولهء آهنين بزرگ راست كنانيده بود - اينچنين بزرگ كه در هريك دهگان « 2 » گرگ پخته شدي - شكاري ديگر معلوم است كه چند پخته شود - و دو ديكدان آهنين با دهگان پايه براي اين دو ديكدوله مرتب كنانيده - آن هردو ديكدوله با هردو ديكدان صد و بيست نفر كهار در سواريهاي جهاندار برابر ركاب ميبردند - چون
--> ( 2 ن ) دهگان گرگ پخته شدي در يك ديك دوله ده گرگى پخته گردد شكاري ديگر الخ *