شمس سراج عفيف

308

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

از بركت اين آيت - تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ * * قطعه * پنجه كشادست عقاب اجل * * چند چو طاؤس خرامان روي عالم « 2 » دنيا شده گير اي حسام * * جهددران كن كه مسلمان روي « 3 » الحاصل بهيم ملعون اين دو منارهء سنگين بدستكاريء خويش از تاثير قوت بيش راست كرده بود - چون سلطان فيروز شاه در مقامات هردو مناره رسيد اين هردو را يكي از عجائبات ديد - بالهام « 4 » الله تبارك و تعالى در دل مبارك گذرانيد - كه اين منارهها را ازين مقام براي نام باهتمام تمام در شهر دهلي بايد رسانيد - شهريار جهاندار بمشقت بسيار و قصد بيشمار اين منارها را آورد - و در شهر فيروزآباد و كوشك شكار داشت - و كوشش بيش گماشت - افسانهء فرود « 5 » آوردن آن منارهء زرين از مقامي كه دران بود - چون سلطان فيروز شاه سمت سالوره و خضرآباد سواري كرد و دست قوت شكار « 6 » بشكاري برآورد ( و حضرآباد از شهر دهلي نود كروه است ) جانب كوه‌پايه در موضع نويره منارهء سنگين ديد - در خاطر مبارك گذرانيد - اگر اين منارهء عجيب را در شهر دهلي برند حاليا چنين يادگار بر روي روزگار در ميان جهان و جهانيان و عالم و عالميان باقي ماند - بعد از فكر بسيار و انديشهء

--> ( 2 ن ) عالم و عابد شده گير اي حسام * ( 3 ن ) شوي * ( 4 ن ) بالهام حق تبارك در دل * ( 5 ن ) فرود آوردن منارهء زرين در مقامي كه بود چون سلطان فيروز شاه * ( 6 ن ) بسوي شكار شكاري *