شمس سراج عفيف
280
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
دران ايام به غير كلاه يزك « 2 » رها نميكردندي - مگر همان چند نفر تيغدار و اشخاص كه از پيش تخت جامهء زردوزي و بند سپيد و كمر زر و كلاه باربكي و خلعت ديگر يافته بودند - چون آن اشخاص در دولتسراي خاص شاه ميآمدند هرروز آن كسوت پوشيده حاضر ميشدند سبحان الله چه طور بود دور « 3 » سلطان فيروز شاه كه جميع خانان و ملوك و امرا و معارف و اهل قلم همه كسوت نرمينه داشتند - و بهوس تمام در بر ميكردند - دران ايام قباي جامه پوشيدن ميان بزرگان عيب بود هريكي از جامه عار كردي - القصه بالاي در يا نشيب هيچ كسى با وصلت بسى به غير موزه و موي بند رها نميشدي - گاهگاه بودي كه در وقت بارجا شهنشاه مستثنى بتماشاي پرانيدن شكره مشغول شدي و گاهگاهى بگردانيدن اسپان - اما آن طائفه كه متصل تخت شاهي و نزديك اورنگ شهنشاهي مينشستند ( چنانچه خانجهان وزير ممالك « 4 » متصل تخت راستا مينشست - و امير معظم امير احمد اقبال بالاتر از خانجهان و يك زانو پستر از خانجهان « 5 » مينشست - و اين مرتبه در قسم ملكي و آئين جهانداري نه بالاتر خانجهان گويند نه فرودتر - معهذا ملك نظام الملك امير حسين امير ميران كه نائب وزير ممالك بود فرود خانجهان مينشست ) متصل تخت همين سه نفر پاي تخت مينشستند - و طرف بازوي راستا عقب
--> ( 2 ن ) تبرك * ( 3 ن ) بدور سلطان فيروز شاه * ( 4 ن ) مملكت * ( 5 ن ) خانجهان وزير مملكت *