شمس سراج عفيف

273

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

چون بندگان مقطعان پيش ميگذرانيدند بعضى بندگان بر حكم فرمان سلطان تسليم بعضى امرا و ملوك ميشدند - تا ايشان را ادب خدمت آموزند - امرا و ملوك آن بندگان را بر طريق فرزندان ميپروردند و طعام و جامه و سر جامه شستن « 2 » و هنر آموختن و مقام خوردن و خفتن و غمخوارگيء ايشان بواجبي نگاه ميداشتند - و هرسالي ايشان را پيش تخت ميگذرانيدند - و ادب « 3 » و خدمت و هنرهاي ايشان پيش تخت عرضه ميداشتند - سلطان فيروز شاه در باب آن امرا و ملوك چندان مرحمت ميفرمودند كه در تحرير نيايد - حاصل ازين سطور آنست كه اينچنين اهتمام بكوشش شهنشاه عظام را درين كار افتاد - آخر الامر كار بندگان مذكور به جائى كشيد كه بعد از سلطان فيروز شاه سرهاي جگرگوشگان او را بيدريغ بريدند - و پيش دربار آويختند - كما قال الله تبارك و تعالى وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ - انشاء الله تعالى در مقدمهء ذكر سلطان محمد فيروز « 4 » ذكر ايشان نوشته آيد * * بيت * * حكمى كه خدا كرد حقيقت شد نيست * * * از حكم خدا كيست كه گردن تابد * مقدمهء سيوم آمدن جامهء خليفه خلد الله ملكه نقل « 5 » است چنانچه از حضرت خليفه خلد الله ملكه جامه

--> ( 2 ن ) نشستن * ( 3 ن ) آداب خدمت * ( 4 ن ) ابن فيروز شاه * ( 5 ن ) نقل است جامه كه براى محمد شاه بن تغلق شاه آمد آه *