شمس سراج عفيف
259
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
درين مسئله بانواع اجتهاد آگاهي داد - آن مسكينان روزه افطار كنندگان درين گفتگو افتادند - چون حضرت فيروز شاه وضع طاس گهرياله كرد به مجرد آنكه بوقت غروب آواز طاس گهرياله به گوش روزهداران رسد في الحال روزه افطار كنند - و ازين جملهء اختلاف علما بيرون آيند زهي منافع عظيم - منفعت ششم آنست چون اصحاب سحري « 2 » براي خوردن طعام سحر برخيزند و بعد از خوردن طعام سحر ايشان را معلوم گردد كه صبح دميده است برين وجه در روزهء « 3 » ايشان شبه افتد چون آواز طاس گهرياله به گوش ايشان رسد از قياس بقيهء شب معلوم گردد - اگر شب باقي باشد طعام بخورند - و اگر صبح دميده باشد به غير خوردن طعام سحر روزه بدارند - منفعت هفتم آنست اگر كسي خواهد نماز عشا در ثلث شب بگذارد ( و نماز خفتن بعد از ثلث شب گزاردن مستحب است ) چون آن شخص برخيزد و گمان برد مگر از شب چيزي باقي نيست براي آداي نماز عشا در تردد افتد - چون آواز « 4 » طاس گهرياله بشنود آن تردد از خاطر او برخيزد اين هفت منافع بود كه اين مورخ درين تواريخ بازنمود - و اگر تمام منافع وضع طاس گهرياله بنويسد مطول گردد - الغرض ازان شش يادگار سلاطين پيشين يكان منفت دنياوي بود - از وضع طاس گهرياله هفت منفعت اخروي روي نمود - معهذا چون سلطان فيروز شاه
--> ( 2 ن ) سحر * ( 3 ن ) روزهء ايشان بشبه افتد * ( 4 ن ) آواز از طاس گهرياله *