اسكندر بيگ تركمان
1004
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
شده بودند بيمن تشييع و ولاى اهلبيت طيبين و طاهرين بجان و مال امان يافته بقيهء ظلمه و اهل عدوان بجزاى اعمال ناصواب رسيدند و رعايا و عجزه در سايهء معدلت آرام گرفته ساحت دار السلام مهبط امن و امان گرديد گرسنگان شهر و قلعه كه چشم بر خوشهء پروين دوخته جز قرص ماه و آفتاب نشانى از نان نمييافتند . فى الجمله از بليه جوع و قطع و غلا رهائى يافته چندين هزار نفس از نساء و صبيان و درويشان و محتاجان بينوا جوعان گويان روى بمعسكر همايون آورده اهل اردو تفقد حال ايشان مينمودند و از پرتو ورود موكب اعلى و نزول اردوى معلى و سعى در معاش سكنه آن ملك پديد آمده عسر و تنگى بيسرو فراخى تبديل يافت به اعتقاد راقم حروف جزو اعظم حكمت بالغهء يزدانى و ارتكاب اين سفر كه در حين تفأل بسم اللّه الرحمن الرحيم چنانچه مذكور شد بفال برآمد خلاصى آن ديار از بليه عظيمهء قحط و غلا بود كه بميمنت ورود رايات منصوره وقوع يافت در روز جمعه بيست و هشتم ماه مذكور در مسجد جامع قديم كه در زمان مستنصر باللّه خليفهء عباسى تعمير يافته بوده و اسم او در كتابهء درگاه مرقوم و منقوش است خطبهء دوازده امام عليه السلام بنام نامى فرخنده فرجام همايون خوانده شده فراز منابر كه چندين سال ازين ميمنت عارى و عاطل بود بعد حمد الهى و درود رسالت پناهى بذكر مناقب و مفاخر اثنى عشر عليهم صلوات الله الملك الاكبر زيب و آرايش يافت ايالت آن ولايت بصفى قليخان كه حاكم همدان و امير الامراء آن سرحد بود تفويض يافته علاوهء الكاء سابق گرديد و يك ماه به جهت نظم و نسق مهمات آن ولايت توقف واقع شده همواره بسعادت زيارت مراقد متبركه كاظمين فايز گشته خدمه و مستحقين و عموم سكنه و مجاورين آن روضهء خلد آئين را بصلات و صدقات نوازش فرمودند و بفرشهاى ملون و صندوق پوشهاى مزين و غيرها زينت افزودند و بعد از انجام ضروريهء بغداد روى توجه بخاكپاى نجف اشرف آورده در يك منزلى آستان ملايك آشيان سلطان سرير ولايت شاهنشاه كشور خلافت و امامت امام المشارق و المغارب اسد الله الغالب امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام با جهان جهان شوق و عالم عالم اخلاص پياده قدم در راه نهاده در كمال ذوق و وفور شوق طى مسافت نموده بشرف خاكبوسى آن عتبهء عليه مشرف گشتند و تا ده روز در آن سدهء سنيه بمراسم دعا و زيارت اقدام نموده به خدمت جاروب كشى آن روضهء بهشت آسا مشغولى داشتند و بنظم و نسق آن سركار فيض آثار قيام نموده نهر آبى كه پادشاه غفران پناه جد اعلى همايون ابو البقا شاه اسمعيل نور الله مرقده حفر نموده از شط فرات آب بخطهء نجف برده بودند و بتصاريف زمان و استيلاى مخالفان انباشته گشته بود احياء فرموده كل عساكر ظفر نشان بدان خدمت مأمور شدند و آب را تا مسجد كوفه كه به روى زمين جريان مييافت جارى ساختند و زبان حال دولتخواهان سلسلهء عليه بدين مقال گويا بود : بيت دشمن آتش پرست باد پيما را بگو * خاك بر سر كن كه آب رفته باز آيد بجو [ 708 ] و چون از زمين كوفه تا ارض مقدس نجف زمين ارتفاع كلى دارد قرارداد خاطر انور آنست كه انشاء الله تعالى از كوفه بطريق قنات چاهها حفر نموده آب را از روضه مقدس گذرانيده بدرياى نجف سر دهند و در آن خطهء شريفه بركهها و پايابها به جهت آب برداشتن ترتيب دهنه كه بزينه پايه رفته آب بردارند و من بعد سكنه و مجاورين آنجا كه به آب تلخ و شور چاه قناعت ميكردند