اسكندر بيگ تركمان

924

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

الحاصل چون خبر اينواقعه بقرچغاى خان و امراء رسيد در رفتن مسارعت نموده بجانب وان شتافتند و آن حدود را نيز بدستور ارز روم نهب و يغما نموده از حيز زراعت و آبادانى انداخته مقضى المرام مراجعت نمودند و در حينى كه موكب همايون اعلى از دارالارشاد اردبيل عود نموده دارالسلطنه تبريز از غبار موكب معلى عطربيز بود بشرف پاى بوس مشرف شدند . ذكر آمدن خليل پاشاى سردار بديار بكر و لشكر فرستادن بحدود قلمرو عليشكر و انتقال سلطان احمد خان پادشاه روم از دار الملك حيات بعالم ديگر و جلوس برادرش سلطان مصطفى و حالات سانحه باقتضاء قضا و فرمان ده قدر چون بنوعى كه مرقوم گشت سلطان روم خليل پاشا را وزير اعظم و سردار كرده با جنود موفور و عساكر غير محصور روانه سرحد قزلباش گردانيد كه در اين سال در سرحد قشلاق كرده در بهار آينده بالكاء قزلباش لشكر كشد و سردار مذكور بنا بر خرابى و ويرانى كه در ارز روم واقع شده بود ولايت ديار بكر را به جهت قشلاق اختيار نموده در آنجا رحل اقامت انداخت و جانى بيك گراى پادشاه طبقهء تاتار ولد مبارك گراى را كه با جنود تاتار بمعاونت روميه آمده بود در محل مناسب قشلاق داده جنود رومى و تاتار را به اطراف و جوانب كه معمور و آبادان بود فرستاد در آن سال از طايفه تاتار خرابى بسيار در الكاء روميه واقع شد . بعد از وقوع اين حالات رأى جهان آرا نيز بدان متعلق گشت كه قرچغاى خان را كه رتبه سردارى و سپهسالارى يافته در برابر خليل پاشا سردار روم در سرحد آذربايجان گذارند لهذا مشار اليه را با فوجى از افواج قاهره در دار السلطنه تبريز تعيين فرموده گروهى از عساكر نصرت نشان را كه بتقصير گرجستان متهم بودند در تبريز نزد او گذاشتند . از سوانح تعيين مواجب و مرسومات همه ساله ملازمان درگاه است هميشه مكنون خاطر انور بود كه عساكر منصوره ملازمان ركاب اشرف حتى شاگرد - پيشگان عمله بيوتات مواجب همه ساله از محل معين داشته باشند كه هر ساله از آن محل بازيافت نموده سرگرم خدمت باشند و از تردد دفتر و ديوان و طلب تنخواه مواجب و مرسومات فارغ گرديد درين اوقات متوجه انجام اين امر گشته كل طلب عساكر را مجملا از انقد محال مرحمت فرموده بعهدهء عاليجناب اعتماد الدوله ميرزا ابوطالب وزير ديوان اعلى كه عنوان اين صحيفه اقبال بذكر محامد آن دستور ملك خصال معنون است كردند كه با ارباب قلم دفتر خانهء همايون درين زمستان در تبريز توقف نموده رسد هر گروه و هر كس را از محلى كه مناسب آنكس باشد قرب و بعد مساكن و رضاى صاحب مواجب را منظور داشته اسم باسم تشخيص دهند و برات هر يك را فردا فردا بقيد همه ساله بدست او دهند و عاليجناب اعتماد الدوله و مستوفيان عظام حسب الامر الاعلى در تبريز توقف فرموده تا آخر سال كه چهار ماه بود خدمت مذكور را بنوعى كه مأمور بودند بتقديم