اسكندر بيگ تركمان

984

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بخاطر انور رسيد كه مسرعى فرستاده از حقايق حال و فتوحاتى كه جنود اسلام را روى داده باشد استعلام فرمايند و حقيقت فتح قندهار و دفع و رفع كفره پرتكاليه هرموز را اعلام دهند لهذا چلبى بيك قورچى قاجار را ارسال داشته نامه محبت آئين دوستانه در قلم آورده فتح و نصرت سپاه اسلام را كه همواره از درگاه احديت مسئلت ميشد در نامه نامى درج فرمودند بعد از آنكه ايلچى مذكور بسرعت و استعجال روانه شد هنوز موكب همايون فال در دار السلطنهء هرات نزول اجلال داشت كه اخبار شورش و فساد لشكر روم و انقلاب آن مرز و بوم و كشته شدن سلطان عثمان از گردش چرخ و كجروى سپهر بوقلمون ورود يافت . ذكر اخبار شورش و انقلاب روم و كشته شدن سلطان عثمان فرمانفرماى آن مرز و بوم شرح واقعهء مذكور بنوعى كه از واردين استماع شده و ايلچى روم نيز متعاقب آمده بيان كرد آنست كه سلطان عثمان درين سال از سفر فرنك مظفر و منصور عود نموده بود و بين الجمهور مذكور ميگشت كه در همين سال بارادهء سفر حجاز و عراق عرب عزيمت قشلاق حلب دارد و گويند كه با شاهنشاه اعظم اكرم شهريار ديار عرب و عجم اعنى حضرت اعلى شاهى ظل اللهى العلم عند الله نقض عهد و پيمان در خاطر داشته طائفه ينكچرى كه معظم سپاه رومند عرض نموده‌اند كه اين عزيمت كه منتج انواع مفاسد و موجب تهج فتنه و آشوب سرحد عرب و قزلباش است لايق دولت نيست و مع ذلك در قانون عثمانى در يك سال دو سفر نميباشد و هنوز عسكر روم كه از سفر فرنك عود نموده‌اند در منازل و اوطان خود قرار و آرام نگرفته‌اند در اين سال عزيمت موقوف باشد كه در سال آينده اگر صلاح دولت باشد بمصلحت جمهور به عمل آيد سلطان عثمان از غرور جهل و جوانى و عدم اطلاع بر قوانين معتبرهء عثمانى باغواى دلاور پاشا كه درين هنگام وزير اعظم شده با ينكچرى آقاسى معاند و ميخواست اقتدار و اختيارى كه طائفه ينكچرى را درين امور مىباشد كمتر شود و چند نفر ديگر از خوشامدگويان صاحب داعيه ينكچرى را معايب ساخته در عزيمت قشلاق حلب راسخ و جازم گرديدند ينكچرى آقاسى با جميع عظماء آن طايفه بشورش درآمده قتل دلاور پاشا و چند نفرى از عظما و معتبران كه در آنوقت صاحب رأى و مشورت امور دولت بودند با خود مخمر ساخته كس به خدمت پادشاه فرستادند كه دلاور پاشا و اين جماعت نادولتخواهند و دخل ايشان در امور دولت موجب تخريب بنيان سلطنت است و ما از سلوك ايشان راضى نيستيم التماس آنست كه حضرت پادشاه آن جماعت را بدست ينكچرى سپارد كه بجزا رسانند و عرض نموده‌اند كه در قانون سلسلهء آل عثمان چنين اراده‌ها كه طايفهء ينكچرى بنابر صلاح دولت مينموده‌اند پدران شما رضاى خاطر ينكچرى جسته بفعل ميآورده‌اند حالا نيز ملتمس آنست كه اين مقدمه بظهور پيوندد سلطان عثمان بمقدمه مذكور انكار بليغ نموده تهديدات عظيمه با اعيان آن طبقه نمود طايفه ينكچرى طغيان عظيم نموده در دفع و رفع آن جماعت راسخ و ساعى گشتند دلاور پاشا و رفقا از بيم خود را بسراى پادشاهى انداختند و فوجى كثير از خدمتكاران و عمله سراى و سپاهى اغلانى جمع نموده در دفع شر فتنه انگيزان آن طايفه يكجهت شدند تا از جانبين مهم بجنك و جدال انجاميده جمعى كثير در ميانه بقتل آيد و ينكچريان آثار غلبه بظهور آورده باندرون سراى پادشاهى ريختند و ميگفتند