اسكندر بيگ تركمان

966

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

مرحوم حاتم بيك كه بعالى منصب وزارت ديوان اعلى سرافراز و بدين پايهء بلند و رتبهء ارجمند بين الافاخم والاعالى معزز و ممتاز بود انحراف يافته سببى كه ظاهر بود جز مشتهيات نفس اماره كه لازم نشاء جوانى است نبود الحاصل از آنمنصب عالى معزول گرديد كه چند گاه از نشيب و فراز دولت قدر اين مرتبه عليا شناخته بتجربه روزگار مهذب گردد و منصب وزارت بسلمان خان ولد شاه على ميرزا نوادهء عبد اللّه خان كه بمصاهرت اين دودمان سرافرازى داشت و مرد حساب دان مربوط نويس و از علوم متداوله فى الجمله آگاهى داشت مفوض گشت . ديگرى از سوانح معدلت آئين آنكه درين سال جمعى از اجامره و بيدولتان قمى كه در آن ولايت سر بشورش و فساد برآورده آزار و اضرار ايشان بخلق آنديار ميرسيد بدست درآمدند چون دفع شر اين گونه اسرار موجب استقامت ملك و آسودگى خلق الله است در صفاهان بسياست رسيدند و يكى از معتبران شاملو شاهقلى بيك كه در خدمت اشرف زبان باستشفاع گشوده ضامن نيك و بد ايشان ميشد كه من بعد مرتكب امور ناصواب نگردند به جهت آشنائى با اين طبقه مورد غضب شاهانه گشته شريك سياست گرديد . شعر هر كه بدى كرد ببد يار شد * هم ببد خويش گرفتار شد اهالى دار المؤمنين قم ازين واقعه مسرور گشته مسلمانان از شر ايشان خلاصى يافتند . متوفىها : جمعى از مشاهير و اعيان كه درين سال وداع عمر و زندگانى كرده در مضاجع خاك غنودند . قاضى خان صدر سابق كه در اواخر سال گذشته در قصبهء طرشت رى مريض و عليل گشته در اوايل سال رخت بعالم آخرت كشيد نعش او را بمشهد مقدس معلى نقل كردند وى از سادات عظيم القدر سيفى حسنى بود كه ابا عن جد در دارالسلطنهء قزوين و نواحى بمنصب جليل القدر اقضى القضاتى معزز و منظور نظر سلاطين بوده‌اند و او سيد عاليشأن كريم الذات و باخلاق حسنه و فضايل و كمالات نفسانى آراستگى داشت در زمان دولت همايون منصب قضاء عسكر ظفر اثر يافته چند گاه بدان شغل شگرف پرداخت و چون دامن از آن مشغله درچيد توفيق حج بيت الله الحرام دريافت و در سنهء يونت ئيل خمس عشر و الف چنانچه در وقايع آن سال اشارتى به آن شده بمنصب عظيم الشأن صدارت سربلندى يافته دوازده سال من - حيث الاستقلال به آن امر قيام نموده طلبهء علوم و ارباب استحقاق و احتياج از موايد انعام و افضالش بهره‌ور بودند يك پسر هفده ساله داشت كه باكتساب علوم مشغول مينمود بعد از فوت والد در همين سال از حكمت بالغه الهى در دار السلطنهء اصفهان به مرض آبله از هم گذشته در عالم جوانى بسر - منزل جاودانى شتافت . فريدون خان حاكم استرآباد در ييلاق ساور بيمار شده به شهر آوردند روز بروز مرض اشتداد پذيرفته معالجات اطباء مفيد نيفتاد والى طبيعتش دست از حكومت ملك بدن كوتاه كرده ميل سر منزل بقا نمود نعش او را بمشهد مقدس رضوى نقل كردند وى از قبيلهء چركس و از زمرهء عبيد نواب همايون اعلى بود و آن حضرت جوهر رشد و دانائى از ناصيهء [ 681 ] احوالش مشاهده فرموده در مقام تربيتش درآمدند و همواره مورد توجهات شاهانه بود تا آنكه بحكومت دار المؤمنين استرآباد سربلندى يافت هيجده سال به دارائى آن ولايت اشتغال داشت با خلق آنديار سلوك پسنديده نموده بين الجمهور بسلامت نفس