اسكندر بيگ تركمان
964
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
در مقام رأفت و عاطفت باشند و اين محب خيرخواه متعهد ميگردد [ 679 ] كه فيما بين قواعد مصالحه و دوستى را بر وجهى استحكام دهد كه بعد اليوم عجزه و زير دستان طرفين مرفه و آسوده حال بوده بدعاى دوام دولت ابد قرين اشتغال نمايند و درين نهضت فقرا و ضعفا ماوراء النهر حسب الاستدعاى اين دعاگوى خير انديش از آسيب لشكر قيامت اثر قزلباش در امان بوده موجب حصول نيكنامى اين دولتخواه گردد چه پيداست كه نتيجهء خصومت و نزاع سلاطين جز ريختن خونهاى خلايق و نهب و اسر مسلمانان و پايمال گشتن عجزه و زيردستان نيست چون ادراك سعادت حج بيت الله الحرام دست نداد بيمن مرحمت شاهى توفيق اين مدعا يافته از مثوبات بيحد و انتها و عافيت و آسودگى خلق الله كه حج اكبر است بهرهور بوده باشد . حضرت اعلى بلفظ گهربار فرمودند كه از آن طبقه خود درين چند سال كه ما را در آذربايجان و گرجستان مشاغل عظيمه پيش آمده بود فرصت يافته انواع دست درازى و بىاندامى بظهور آمده تدارك آن بر رقبهء غيرت و حميت شاهانه لازم بل واجب است و حالا سفر خير اثر خراسان بجهات مختلفه در خاطر تصميم يافته و چون ندر محمد خان ايلچى فرستاده اظهار اخلاص و صداقت نموده در مقام اعتذار و تدارك مافات است بنابر رأفت جبلى كه نسبت باحباء و دوستان مركوز خاطر صدق آئين و مراعات جانب سيده عفيفه والدهاش كه از منسوبات اشراف و اهالى اين ديار است شايسته آنست كه ما نيز ايلچى فرستاده با دوستان در مقام اتحاد و دوستى باشيم . هر گاه امام قليخان نيز در مقام مؤالات و دوستى باشد چه بهتر ازين كه مسلمانان در زمان دولت همايون و عهد سلطنت ابد مقرون بفراغت و عافيت باشند انشاء اللّه تعالى در خراسان بدانچه وقت اقتضا نمايد و موجب ترفيه احوال خلايق و لايق دولت و حفظ ناموس سلطنت باشد بظهور آيد . الحاصل پاينده ميرزا را مورد الطاف شاهانه گردانيده محمد صالح بيك وزير سابق شيروان را برسالت بلخ تعيين فرموده بندر محمد خان و والدهاش مكاتيب دوستانه و اشفاق خسروانه در قلم آورده همراه پاينده ميرزا روانه فرمودند و جناب هدايتمآب عبدالرحيم خواجه نيز كه عزم بازگشتن جزم كرده بود مورد توجهات پادشاهانه و مشمول انعام و احسان و تفضلات خديوانه گرديده مسرور و شادمان روانه گرديد . بعد از رفتن ايشان رايات نصرت آيات بتاريخ سيم شهر ربيع الثانى از اصفهان بجانب خراسان در حركت آمده از راه بيابانك و طبس گيلكى روانه شدند شرح حالات آن سفر خير اثر و رفتن و آمدن محمد صالح بيك و سوانح آن ايام انشاء اللّه تعالى در سال آينده مرقوم كلك بيان ميگردد . از سوانح آمدن حبش خان است كه از جانب نظامشاه والى احمد انكر ولايت هند دكن و ملك عنبر سپهدار كه مؤسس مرتب امور دولت آن سلسله و ناظم مهام سلطنت نظامشاهيه است برسم رسالت بدرگاه خلايق پناه وى از امراء آن سلسله و حبشى زاده است مرد سنجيدهء معقول سخندان و از دوستداران خاندان ولايت و كرامت و از مسائل علمى آگاه و باشعار فارسى ربط تمام داشت در مازندران بهشت نشان سعادت بساط بوسى دريافته از جانب نظامشاه عرض اخلاص و صداقت موروثى نموده پيشكشهاى لايق گذرانيد و در هنگام توجه صفاهان رخصت زيارت روضهء مقدس حضرت امام ثامن ضامن عليه التحية و الثناء حاصل نموده متوجه مشهد مقدس معلى گرديد و بعد از استسعاد بدان