اسكندر بيگ تركمان
955
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
گرجيان اگر معدودى پناه بجبال آن حدود برده باشند يا در گرجستانات پراكنده گشته آوارهء ديار ادبار شده باشند چون نايرهء غضب فى الجمله تسكين يافته و طهمورث كه از جهل و غرور لگد بر دولت خود زده سرگردان ديار بى نام و نشانى است و آواره گشته نويد امن و امان داده برعيتى ترغيب نمايند لهذا پيكر سلطان ايكرمى دورت را سزاوار ايالت و دارائى آن ولايت دانسته بلقب ارجمند خانى سرافراز فرموده بدان صوب فرستادند و حكم معلى بنفاذ پيوست كه با اهل و اويماقات خود از قراباغ بدانجا رفته در سرزمين اطراف قلعهء قرلانقوچ رحل اقامت اندازد و جمعى از هر طبقه و هر طايفهء اويماقات كه مناسب اقامت آن ملك بودند تعيين يافتند و پيكر خان حسب الفرمان قضا جريان روى توجه به آن ولايت آورده [ 673 ] پراكندگان گرجيه نويد بخشش و سعادت بخشايش يافته روى باوطان آوردند و به قدر آبادانى بهم رسيده بيمن معدلت شاهانه روى بمعمورى دارد . متوفىها شهزاده ابوطالب ميرزا مشاهير متوفىها كه در اين سال باراده و تقدير ايزد متعال از دار ملال بسراى باقى انتقال نمودند : شهزاده ابوطالب ميرزا برادر اعيانى حضرت اعلى كه در الموت مسكن داشت و بيمن اشفاق و مراحم شاهى روزگارى بفراغت ميگذرانيد در اين سال مريض گشته رخت بسر منزل آخرت كشيد . دلو محمد سلطان شمسالدينلو در سلك امراء قراباغ و از زمرهء مقربان بساط اقدس بود در اصفهان مريض گشته چون مقيد بمعالجه و مداوا نبود و از اغذيه و اشربهء نامناسب احتراز نمينمود مرض مزمن گشته در فرح آباد وداع عمر و دولت كرده بعالم عقبى شتافت امارت ايل شمسالدينلو ببرادرش سليم بيگ مسلم گشت . مرتضى قلى خان گسكرى مرتضى قليخان گسكرى ولد اميره سياوش حاكم گسكر كه از عهد صبى در ظل تربيت همايون اعلى نشو و نما يافته از زمرهء مقربان محفل اعلى بود در فرحاباد و فيروز كوه مريض گشته معالجه و مداواء اطباء مفيد نيفتاد به جهت تغيير آب و هوا از دماوند بطهران بردند در آنجا طبل رحيل كوفته در عالم بقا منزل گزيد . چون پسرانش كودك بودند حكومت گسكر در اول حال با بهبود خان چركس تعلق گرفت در ثانى الحال بيوسف سلطان غلام خاصهء شريفه تفويض يافت . حكيم عنايت الله يزدى حكيم عنايت الله يزدى كه در سلك اطباى سركار خاصه شريفه منسلك و معالج خوب بود زوجهاش كه صبيه مولانا رين الدين حكيم يزدى است كه بحذاقت و تصرفات ذهنى مشهور و بيبدل بوده حكيمهء خدمهء حرم محرم است و خود در خدمت اشرف زياده از ديگر حكماء قرب و منزلت و محرميت يافته هميشه بشرف مكالمه و هم زبانى امتياز داشت و محل اعتماد شاهانه بود در فيروز كوه بيمار شده چند روزه حيات مستعار را تصدق فرق مبارك اشرف نموده اجزاى تراكيب حيات را بمعاجين ممات آميخته بجهان باقى شتافت .