اسكندر بيگ تركمان

949

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

است و در آن زمان داخل سنور روميه بوده و اكنون به تصرف اين دولت درآمده قرار يافت كه از جانبين بتبديل مذكور راضى بوده مناقشه ننمايند و ما بقى بقاعدهء زمان پادشاهان مرحوم مزبور معمول بوده باشد هر چند حضرت اعلى در باب آخسقه راضى نميشدند . در اينوقت بنابر ملتمس خليل پاشا و خير خواهان طرفين رضا داده بدين قاعده استمرار پذيرفت و ابراهيم آقا ايلچى استدعاى احكام مطاعه در اين باب بحكام و ولات سرحدها نموده حسب - الاستدعا احكام بر حسب مدعا حاصل نموده مقضى المرام روانه گشت و موجب آسودگى ضعفا و زير دستان سرحدها گرديد . اما سپهر بيمدار و روزگار غدار كجا ميگذارد كه آسودگى در عالم استمرار پذيرد عنقريب شعر باز فلك شعبدهء باخته * كاين همه احوال تبه ساخته اميد كه آنچه خير و بهبود مسلمانانست استمرار يابد . در بيان صرف همت والاى همايون بآوردن آب كرنك بسوى صفاهان بتوفيق و يارى خالق زمين و آسمان آب كورنك دو چشمه است يكى به اين نام موسوم و يكى را چشمه محمودى مينامند كه از جبال ولايت رار و مزوج سرحد صفاهان بجانب جنوب بيرون آمده از نهر مقعر به طرف كوه گيلويه و خوزستان رفته بشط العرب ميپيوندد و در كتاب نزهة القلوب و صور الاقاليم و مسالك الممالك و ازين قبيل كتب آنچه به نظر رسيده و عيون و انهار شرح نموده‌اند صفت آب كورنك و ذكر آن جائى به نظر در نيامده و آنچه درين عهد مسموع گشته گويند هر دو چشمه كه از بلندى به پائين ريخته يكى مىشود برابر زاينده رود صفاهانست و از منبع تا شط العرب زمين از هر دو طرف ارتفاع عظيم دارد و هيچ زمينى را شرب نمينمايد و منفعتى بمزروعات آن حدود نميرساند . حضرت شاه جنت مكان اراده نموده بوده كه آن آب را بدار السلطنهء اصفهان آورده مضاف زاينده رود گرداند كه اهالى آن ملك در خشكسالى از قلت آب تنقيص نكشند و باعث ازدياد معمورى و احداث و مزارع و بساتين گردد مير فضل اللّه شهرستانى كه وزير آن ملك بوده بدين خدمت مأمور گشته و چون كوهى رفيع در ميانه واقع است كه بدون كندن [ 669 ] اجراى آب ممكن نيست مير فضل الله نقبها در آن كوه كنده مدتى نقابان و چاه كنان كار كرده‌اند به جائى رسيده‌اند كه ديگر كندن آن ممكن نبوده از آن مأيوس گشته دست بازداشته‌اند چند سال بود كه حضرت اعلى شاهى ظل اللهى را اين اراده در خاطر انور رسوخ داشت مكررا معماران و مهندسان فرستاده جمعى مردم كوتاه همت پست فطرت سخنانى كه مشعر بر عدم امكان بود مذكور ميساختند و اين امر لايق را عايق ميگشت يك دو سال قبل ازين محب على بيك للهء غلامان را كه سركار