اسكندر بيگ تركمان
947
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
قلى سلطان پسر او مرحمت شد . سانحهء ديگر آنكه در منتصف ماه ربيع الاول كه چهل روز از نوروز گذشته بود در صفاهان ديوارى فرود آمد كه قريب چهل پنجاه نفر را در زير خاك فرو گرفت تا دو سه روز اجساد ايشان را از خاك بيرون آورده دفن ميكردند . سانحهء ديگر از علامات آسمانى و تأثير ذوذنابه آنكه در اين سال در بعضى محال ولايت زاوه و محولات خراسان زلزله وقوع يافت اما در دوغاباد نام محلى كه از قرى معمورهء معتبرهء آن ولايت است چنان زلزله عظيمى شد كه در هيچ زمان وقوع نيافته بود از صحيح القولى مسموع شد كه خانهها بنوعى بر زير يكديگر فر آمده بود كه كل آن قصبه معموره يك تل خاك مينمود كه گويا هيچ آثار عمارات و علامت جدار پيدا نيست اكثر مردمان آن بموضع جهت حصاد غلات بصحرا رفته بودهاند معهذا تا هفتصد بلكه هشتصد از سكنهء آنجا در زير خاك مانده بر بستر هلاك غنودند در خانه شخصى عروسى بوده قريب بهفتاد نفر از عورات مجلس عروسى در زير خاك مانده از حكمت بالغهء الهى آن سور و سرور به چندين تعزيه و سوگوارى تبديل يافت از بدايع اتفاقات و غرابت حالات در وقت زلزله در حجلهء كه عروس بوده از روى اضطرار خود را بميان در و پنجره افكنده و چوبها مانع گشته سالم مانده بود و سر كريمه ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ بمنصه ظهور آمد . مشاهير متوفىهاى اين سال : بكرات خان ولد داود خان بن لوارصاب خان گرجى كه والى ولايت كارتيل گرجستان بوده و چنانچه در صحيفه اول در طى حالات زمان شاه جنت مكان نوشته شده بنا بر تمرد و عصيان بدست لشكر قراباغ بقتل آمد پسرش داود خان به خدمت شاه جنت مكان آمده سعادت اسلام يافت و بحكومت تفليس كه در دار الملك كارتيل دلحوزه تسخير و تصرف ديوان درآمده بود سرافرازى داشت و او پسر خود بكرات مذكور را در عهد صبى به خدمت شاه جنت مكان فرستاده در ميانه قزلباش نشو و نما يافت از علوم حكمت آگاه بود درين عهد بايالت و دارائى كل گرجستان كارتيل معزز و سربلند شده بود درين سال در بلدهء تفليس مريض گشته بعالم عقبى شتافت و حضرت اعلى بنا بر عاطفت جبلى و فتوت ذاتى كه باحقاق حقوق خدمتگزاران و ارباب اخلاص درجهء عليا دارد پسرش سميون را كه هنوز طفل خردسال است بجاى پدر بحكومت آن ولايت سرافراز گردانيدند و از معتبران گرجيه موراد بيك كه شعار اسلام ظاهر ساخته از زمرهء دولتخواهان معتبر بود بوكالت و اتاليقى او معين گشت . على پاشاى رومى وى از امراء بزرگ روميه و بيگلربيگى تبريز بود و چنانچه در قضاياى ايام فتح تبريز مرقوم كلك بيان گشته در جنك صوفيان گرفتار شده سعادت بخشش و بخشايش يافته مدتها در ركاب اشرف معزز و بشرف مجالست محفل خلد آئين سرافراز بود در سال گذشته كه سردار و عسكر روم به اين مرز و بوم ميآمد وى از كاردانى و مآل انديشى كناره گزينى اختيار كرده راغب توطن مشهد مقدس معلى گرديد و هر ساله مبلغ سيصد تومان عراقى نقد و موازى پانصد خروار شترى غله بمعيشت او مرحمت شده بود درين سال از دار فانى بسراى عقبى انتقال نمود و توفيق مدفنيت جوار روضهء مقدس يافت وارث شرعى در ديار عجم نداشت متروكات و مخلفانش ضبط نموده مقرر شد كه ايلچى روم بآنولايت برده چون فرزندى ندارد و هر كس از اقرباء وارث شرعى باشد بمصلحت قضاة و متشرعين آنجا تسليم نمايد كه احقاق حق نموده شود .