اسكندر بيگ تركمان

944

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

گفتار در قضايا و سوانح قوى ئيل مطابق سنهء ثمان و عشرين و الف كه سال سى و سيم قرن ثانى جلوس همايون عباسى است نوروز سعادت افروز اين سنهء مباركه در روز پنجشنبه چهارم شهر ربيع الثانى مطابق سنهء ثمان و عشرين و الف اتفاق افتاد يعنى خورشيد جهان آرا كه نير اعظم و ضياء بخش عرصهء عالم و مربى نتايج چهار عنصر و اخشيجان است نه ساعت و چند دقيقه شب پنجشنبه مذكور از آرامگاه مجارى حوت بعشرت سراى حمل خراميده طليعه نورسان بهار و انتظام بخش حدائق و ازهار گرديد گلهاى نگارستان فروردين از ترشح ابر و لطافت هوا شكفتن آغاز نهاده از عطر رياحين دماغ روزگار عنبر آگين گشت افسرده دلان زواياء خمول چون عندليبان گلشن نباتى سر به جوش و خروش شادكامى برآورده نغمه سرائى از سر گرفتند محنت زدگان كوى ملال چون راحت يافتگان روز وصال خوشوقت و خرم گشته در عرصهء جهان بزم طرب آراستند و شهريار كامكار نقاوه اساطين سلاطين روزگار خلاصهء نتايج هفت و چهار يعنى حضرت اعلى شاهى ظل اللهى در قصبهء شريفهء اشرف از قصبات طيبه مازندران و منازل بهشت نشان آن قصبهء شريفه كه ساخته و پرداختهء معمار همت والاى آن حضرت است بخوشدلى و كامروائى و فيروزى جشن عالى نوروزى منعقد ساخته مقربان بساط عزت و حاضران بارگاه سلطنت مراسم تهنيت و مباركباد نوروزى بتقديم رسانيده زبان ارباب عقيدت و اخلاص بدين مقال گويا بود : شعر شها عالم از تو پر آوازه باد * گلستان عمرت تر و تازه باد برآيد ز گيتى همه كام تو * جهان را بلندى دهد نام تو بعد از فراغ از انعقاد محافل بهجت فزا و انضباط مهمات ضرورى دولت جهان پيرا و صيد دلها نشاط شكار ميانكال از خاطر عاطر خسرو بيهمال سر زده امر قضا پيوند شرف صدور يافت كه پيادهء بسيار از اطراف و جوانب مازندران بهشت نشان جمع آمده جانوران شكارى را از همه طرف رانده بميانكال آورند و اين ميانكال سرزمينى است كه آب دو يا سه طرف آن را فرو گرفته يك طرف بغشكى متصل است طول آن تخمينا سه فرسخ و عرض آن در منتهى آب جانب خشكى چهار دانگ فرسخ كمابيش است كه رفته رفته باريكتر شده به آب دريا منتهى ميگردد و در هنگامى كه جانوران شكارى از اطراف و جوانب آن سرزمين درميآيند پيادگان طرف خشكى را گرفته خيمه‌ها بر پهلوى