اسكندر بيگ تركمان
942
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ديگرى از سوانح اين سال ظاهر شدن علامات آسمانيست اول خطى روشن محرف شبيه شمشير از جانب مشرق ظاهر شده قريب بهر صبح مرئى ميگشت و دنبالهء آن بجانب جنوب كشيده بود منجمين آن را دهره ميناميدند و بعد از چند روز ستارهء ديگر آتشى از جانب مشرق مايل بشمال نمايان شد كه شعاع آن به بالا ميتافت گويند ذوذنابه بود تا يك ماه بلكه چهل روز شعاعش افزايش و روشنى تام داشت بعد از آن كمتر شده تا دو سه ماه امتداد داشت اختر شناسان عهد و منجمان اين ملك تأثير آن را بيمارىهاى صعب و تلف شدن خلايق و لشكركشى و خونريزى قرار ميدادند و مىگفتند معظم تأثيرش در جانب مشرق و شمال و جنوب خواهد بود و در ولايت ايران كه وسط ربع مسكون است كمتر خواهد بود و معهذا تأثيرات عظيمه ظهور يافت زيرا كه در اكثر ممالك فتنه و فتور و لشكركشى واقع بود ميان سلاطين روم و فرنگ و ماوراء النهر و تركستان و اكثر بلاد محاربات روى داد و بيمارىهاى متنوع شيوع يافته در دار المرز و مازندران و محل مايل بشمال خلقى كثير راه عدم پيمودند و گفتگوهاى نزاع آميز از عامه بخواص سرايت كرد . از جمله سوانح آنكه ميانهء ميرزا ابوطالب وزير ديوان اعلى و قواما محمد اصفهانى مستوفى - الممالك گفتگوها واقع شده يك ديگر را بمعايب و تضييع مال ديوانى و تقصيرات متهم و منسوب ساخته بعرض اشرف رسانيدند و مقرر شد كه صدور عظام بسركارى كلبعلى بيك يساول صحبت شاملو بحقيقت سخنان طرفين رسيده معروض دارند و حسب الامر الاعلى در فرحاباد ديوان كرده مستوفى الممالك آنچه در هر باب سخن داشت مفصل نموده وزير ديوان اعلى در هر فصلى جوابى با صواب در قلم آورد اما حضرت اعلى بنور فراست دريافتند كه آن حكايات غرض آلود است پرده پوشى كرده بتغافل پادشاهانه گذرانيده ديگر از آن مقوله نپرسيدند و ايشان نيز نادم گشته حرفى بر زبان نياوردند . مشاهير متوفىهاى اين سال حسين خان شاملو بيگلربيگى كه از ملازمان قديمى حضرت اعلى بود و بحسن خدمات لايقه و قدمت خدمت مورد تربيت و ترقى گشته بيست سال بود كه در كمال اقتدار و استقلال والى نافذ الامر دار السلطنهء هرات و بيگلربيگى خراسان بود و در احكام و مناشير پير غلام قديمى خطاب مينمودند در اين سال مريض گشته باجل طبيعى فوت شده بدار الملك بقا پيوست و حسب الامر آن حضرت كه طبع همايونش معيار حق شناسى است در روضه مقدسهء رضويه على مشرفها الصلاة و التحية مدفون گشت خلف صدقش حسنخان بجاى پدر منصوب گشته الكاء و قشون و منصب جليل القدر امير الامرائى خراسان به او تفويض يافته بلوازم دارائى پرداخت . مهديقلى بيك ميرآخور باشى جغتاى كه از ملازمان معتمد و مقربان بساط اقدس و صاحب رأى و مشورت بود در اوايل اين سال كه رايات جلال از قشلاق مازندران بجانب آذربايجان در حركت آمده در دار السلطنهء قزوين تشريف داشتند مومى اليه مريض گشته يوما فيوما مرض اشتداد پذيرفت تا در اوايل ماه شعبان سنهء هزار و بيست و هفت عالم فانى را وداع نموده بجهان جاودان شتافت نعش او را نيز بمشهد مقدس برده در روضهء مطهره مدفون گشت فرزندانش صغير بودند و خدمت مير آخورى از ايشان متمشى نميشد بنابر آن بعلى بيك زنگنه مشهور بعلى بالى كه او نيز از ملازمان قديم آن خدمه بود مرجوع گشت . شاه نظر خان توكلى جغتاى كه حاكم مشهد مقدس معلى بود در اينسال بيمارى