اسكندر بيگ تركمان

932

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

پايمال سم ستور عساكر نباشند و زوار و حجاج حرمين محترمين بفراغ بال آمد شد نموده بدعاى دوام دولت پادشاهان اسلام قيام نمايند و مثوبات آن بروزگار فرخنده آثار طرفين عايد گردد و اگر به آن راضى نيستند و داعيه جنگ و جدال دارند آن را نيز مستعد و آماده‌ايم بدانچه ارادهء ازلى بدان متعلق شده باشد از مكمن بطون بجلوهء ظهور آيد . بعد از فرستادن ايلچى رايات نصرت آيات بجانب آذربايجان در حركت آمده روزى چند ييلاقات خلخال مخيم سرادقات اقبال گرديد از امراء عظام عيسى خان قورچى باشى و عليقلى خان شاملو با جمعى از اركان دولت و مقربان و مخصوصان بساط عزت در ركاب اشرف توقف نموده ساير امراء و عساكر نصرت نشان بجانب تبريز رخصت يافتند كه بقرچغاى خان سپهسالار ملحق گشته آمادهء پيكار باشند كه بعد از معاودت ايلچى و اطلاع بر مكنون خاطر سردار در امر صلح و جنگ بدانچه مقتضاى وقت و صلاح دولت قاهره باشد عمل رود . سپاه منصور بحسب فرمان در حركت آمده جوق جوق و قشون قشون روى به مقصد آوردند . [ 657 ] ذكر آمدن خليل پاشا سردار و عساكر روم بديار آذربايجان و شرح احوال كه از طرفين وقوع يافت چون از بهار روزى چند گذشته هنگام حركت لشكرها شد عساكر روم و سنجق بيگيان سرحد كه بمرافقت خليل پاشا مأمور بودند از اطراف و جوانب ديار روم و شام جمع آمده كثرت و ازدحام عظيم در اردوى سردار فراهم آمده از محل اقامت و يورت قشلاق در حركت آمده روى توجه بجانب آذربايجان آوردند . در اثناى راه ميرزا محمد حسين كه از اينجانب برسالت و سفارت رفته بود بسردار رسيد بعد از وصول مشار اليه و اداى مراسله و پيغام قاسم بيك سپهسالار مازندران ايلچى سابق را مرخص ساخته با شخصى زباندان به خدمت اشرف فرستاده و در مكتوبى كه نوشته بود اظهار سلامت نفس و خير انديشى خود و نيكخواهى مسلمانان نموده عرض كرده بود كه بر ضمير انور واضح است كه همه كس را به قدر حال اضداد و عيب جويان هستند و در همه جا ارباب فتنه و فساد ميباشند كه هنر را لباس عيب پوشانيده در نظر همگنان جلوه ميدهند و اكنون بر حسب تقدير الهى و فرمان پادشاهى نهضت عساكر روم بسردارى اين خير انديش بدان صوب لازم گشته بمقتضاى المأمور معذور بنابر مصالح ملكى و اقتضاى وقت عزيمت جانب تبريز مصمم است و از بيم طعن اضداد فسخ آن ميسر نيست اما چون بدان صوب نزديك شده قرب جوار واقع شود انشاء اللّه الرحمن بدانچه مرضاى خالق و ترفيه حال خلايق و صلاح دولت طرفين باشد بظهور مىآيد و خود كوچ بر كوچ روانه جانب تبريز گرديد . قرچقاى خان سپهسالار در تبريز بود چون خبر آمدن او محقق گشت و جواب صريح در صلح و جنگ و دوستى مرقوم نساخته باقتضاى وقت و زمان موقوف داشته بود و قرچقاى خان بىرخصت همايون اعلى بحرب و قتال اقدام نميتوانست نمود بنابر صيانت احوال و حفظ اموال عجزه و رعايا سكنهء