اسكندر بيگ تركمان

1044

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

سپهدار مذكور فرستادند كه بهر نوعت رأى او اقتضاء نمايد بر طبقات لشكر قسمت نمايد و زينل بيگ در يورت خود اقامت نموده آن نقود نامعدود را بر طبقات سپاه على قدر مراتبهم قسمت نموده موكب جهانگشاى همايون بتأنى طى مسافت مينمود . گفتار در ذكر قضايائى كه قبل از وصول موكب همايون بدار السلام بغداد ميانهء سپاه ظفر پناه قزلباش و مخالفان روى داد [ 735 ] چون جنود روميه بر نهجى كه در فوق اشاره شد بر اطراف و جوانب قلعهء بغداد محيط گشته سعى موفور در مراتب قلعه گيرى كردند و يورشهاى عظيم نمودند هيچ اثرى بر آنها مترتب نگشته منتج حصول مقصود نگرديد و جمعى كثير و جمعى غفير از لشكريان خود بكشتن داده كارى نساختند . حافظ احمد پاشا از آوازهء وصول موكب نصرت قرين كه زمان زمان ميرسيد غرورى كه داشت اندك زايل گشته همت بصيانت اردوى خود گماشت و خندقى را كه بر اردوى خود حفر نموده بود قلعه - گونه كرده و در هر چند گام برجى قرار داده توپچيان و حارسان بمحافظت آن گماشت و خاطر به آن قرار دادكه اصلا متوجه محاربهء قزلباش نشده خود را در آن قلعه گونه خندق حفظ نمايد و در پاى قلعه چندان اقامت نمايد كه محصوران از قلت آذوقه و عسرت معاش اظرار يافته بجز استيمان چارهء نداشته باشند و وسايل انگيخته گاه با حارسان قلعه از وعد و وعيد سخن ميگفت و گاه با زينل بيگ مراسله و گفتگو هاى سپاهيانه بميان ميآورد كه شايد بلطايف الحيل و تدبيرات ناقصه كارى از پيش برد على بيگ نامى از سنجق بيگيان اكراد كه در محاربات سابقه آذربايجان گرفتار طايفه بيگدلى گشته ايامى با برادران زينل بيگ ميبوده و بوساطت ايشان خلاصى يافته درينوقت اظهار سبق آشنائى و پاس حقوق نمكخوردگى كرده باتفاق يكى از چاوشان رومى نزد زينل بيگ آمد و سخنان خيرخواهانه القا نموده آرزوى عتبه - بوسى درگاه معلى نمود . بعد از عرض و استجازه باردوى همايون رفته بهمراهى چاوش مذكور بعز آستان بوسى و مجالست مجلس خلد آئين سرافراز شد در اثناى محاورات و تحقيق حالات راه سخن يافته عرض نمودند كه جانب صاحب سعادت از جانب خواندگار با سعاكر موفور روم باسترداد ملك بغداد آمده و خزاين نامعدود در مصالح سفر و تجهيز لشكر صرف شده بازگشتن سپاه روم ازاين مرز و بوم جز حصول اين مقصود از بيم طعن اضداد ميسر نيست و ميدانيم كه حضرت شاه نيز كه بنفس نفيس همايون جهت دفع حادثه بدين طرف نهضت نموده باشند بنابر رعايت ناموس سلطنت كه سلاطين اطراف دوست و دشمن چشم بر آن دارند اصلا مسامحه ننموده جز مخاصمت جنگ و جدال چارهء ندارد و التماس نمودند كه چون قريب بششماه است كه لشكريان هر دو طرف در تشويش و تعب ميگذرانند و خونها ريخته شده و الحال گرمى هوا روى باشتداد آورده من بعد در گرمسير بغداد اقامت ممكن نيست حضرت شاه كه از خاندان گرم و مرحمتند مرخص فرمايند كه زينل بيگ معتمد زياندانى همراه اين بندگان نزد سردار فرستد كه صلاح و فساد هر دو طرف را در مواجهه با يكديگر گفتگو نمايند كه چون سردار مرد خير خواه صلاح انديش و