اسكندر بيگ تركمان

1036

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

كه درين زمان خجسته نشان وقوع يافت هر گاه نفاد امر پادشاه و جان فشانى سپاه بدين مثابه باشد پيداست كه مخالف را چه كار از پيش رود و چون قلعهء زهاب مشهور بقلعهء لك و قلعه مندلى هر دو در حدود هارون آباد و در تنك واقع بود و آن دو قلعه را به تصرف مخالفان گذاشته پيشتر رفتن لايق دولت نمينمود زيرا كه مضرت ايشان بآينده و رونده مترددين اردوى معلى ميرسيد حسنخان حاكم لرستان را كه با قشون آراسته متوجه معسكر همايون بود و عبور او از مندلى واقع ميشد بدان خدمت مأمور گردانيدند و فوجى از تفنگچيان ركاب اشرف و بيلداران و غيرهم بمعاونت و مرافقت حسينخان مأمور گردانيده ارسال داشتند و يوسف سلطان حاكم گسكر را با گروهى از تفنگچيان چغتاى و خراسانى بر سر قلعهء لك تعيين فرمودند و اردوى گردون شكوه در هارون آباد رحل اقامت انداخته همت بتسخير قلاع مذكور گماشتند و فرمانبران مذكور بر حسب فرمان كمر باقدام اين خدمت بسته سيبها پيش برده در مراسم قلعه گشائى ميكوشيدند تا آنكه كار بر محصوران تنگ گرديد و از جانب سردار روم كه سپاه رزمخواه قزلباش در سر راه بودند معاونتى متصور نبود . نخست مصطفى پاشاء جستانى كه حاكم قلعهء مندلى بود دست در دامن استيمان زده اظهار غلامى و دوستدارى حضرت شاه ولايت پناه و ارادت و اخلاص حضرت اعلى نموده محمد آقاى قاپوچى باشى سردار را نيز كه در آن قلعه بود طوعا او كرها باطاعت راغب ساخته هر دو بيرون آمدند و قلعه به تصرف درآمده محصوران باستشفاع مصطفى پاشا نجات يافتند . چون رقم اخلاص و ولاى خاندان امامت و ولايت از لوحهء پيشانى مصطفى پاشاء جستانى نمايان بود برتبهء سلطانى سرافراز گشته ابدال على لقب يافت الكاء مذكور بجايزه و جلد وى اينخدمت بحسين خان مذكور شفقت شد و از ظهور اين عاطفت و جانبخشى حاجى بيك لك و محصوران قلعهء زهاب نيز اميدوار عفو و امان گشته قلعه را سپرده بيرون آمدند و بپايهء سرير سلطنت مصير رسيده خلعت امان پوشيده منظور نظر مرحمت گشتند حكومت آنجا بنفس سلطان گروس تفويض يافت بعد از اطمينان [ 730 ] خاطر از تسخير اين قلاع از هارون آباد نداى كوچ درداده روانه مقصد شدند و چون هنگام طغيان آب نزديك رسيده بود و شط بهريز كه در سر راه واقع و محل عبور لشكر بود روز بروز ازدياد ميپذيرفت حيدر سلطان قويله حصارلو كه يكى از اويماقات روملو است به ترتيب جسر مأمور گرديد و با مصالح و عملهء آن كار در كنار شط مذكور بسرانجام جسر مشغول گشت زينل بيك سردار ظفر شعار با ساير امراء نامدار و عساكر فيروزى آثار كه حسب الفرمان قضا جريان بر سر او جمع آمده بودند منزل به منزل پيشتر رفته در كنار شط بهريز لنگر اقامت انداخته منتظر اتمام جسر بودند كه بعد از اتمام بدانچه از موقف جلال صدور يابد عمل نمايند و رايات نصرت آيات نيز در يورت بشيوه از حدود در تنك روزى چند بدينجهت اقامت نموده زمستان در آن مرحله بپايان رسيد و همه روزه از جانسپاران عيار پيشهء جنود قزلباش قاصدان آمد شد بقلعه نموده از احوال يومى محصوران و بيرونيان خبردار بودند و اهل قلعه به پشت گرمى جنود اقبال مردانه دفع صدمات لشكر مخالف نموده در لوازم قلعه - دارى ميكوشيدند .