اسكندر بيگ تركمان
1032
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
نمك اين دودمان كه بخانوادهء على بن ابيطالب عليه السلام منسوبست ميخوردى بيجهتى كفران اين نان كردى ما ترا به صاحب اين نان سپرديم شير بيك از وصول آن لقمهء لطيف كه از لطف و قهر و بيم عقوبات ظاهرى و باطنى تخمير يافته بود و ارتكاب اعمال ناهنجار كه عاجلا موجب آوارگى و اختلال حال و اجلا بيم استيصال سلسله او و ايل و عشيرت بود اظهار خجالت و ندامت بسيار كرده بود الحاصل از خبر وصول لشكر فيروزى اثر خايف و هراسان گشته در جا و مقامى كه داشت توقف نتوانست نمود از آنجا حركت كرده به جاهاى سخت و محكم پناه برد و ايل و عشيرت همگى روى بباديهء آوارگى آورده سنك تفرقه در شيشه خانه جمعيت او افتاده خرمن عافيت خود را بىسببى بباد داد او زمان بيك و عساكر منصوره تا گاو دول كه مسكن او بود رفته آن حدود را نهب و غارت نموده مراجعت نمودند . شعر بد نمكى نيست ز آئين دين * حق نمك تا چه كند بعد ازين ذكر توجه رايات نصرت آيات بصوب دار السلام بغداد و فيروز گشتن بعون عنايت رب العباد چون رايات فيروزى آيات جاه و جلال بنوعى كه سبق ذكر يافت چند گاه در سلطانيه رحل اقامت انداخت مقرب الخاقانى زينل بيك توشمال باشى كه بسرحد بغداد رفته بود آمده بپايهء سرير اعلى رسيد و حقايق حالات آنطرف را بعد از ادراك سعادت بساط بوسى عرض كرد و از تقرير منهيان و جواسيس كه متواتر رسيدند عزيمت سردار و عسكر روم به طرف بغداد بتحقيق پيوست و توجه موكب همايون بدان طرف تصميم يافت و زينل بيك را سردار و سپهدار كل عساكر ظفر شعار گردانيده بجانب بغداد روانه نمودند كه منقلاى سپاه رزمخواه موكب مقدس بوده باتفاق امراء عظام و حكام كرام آنولايت در حراست ملك و دفع و رفع معاندان دين و دولت سعى حميل بظهور آورده بدآنچه در هر باب صلاح دولت قاهره باشد به عمل آورد و حكم شد كه عساكر قرين آن حدود همگى بر سر سپهدار مذكور جمعيت نموده از صلاح و صوابديد او تجاوز ننمايند و تا موازى [ 727 ] سه هزار نفر از سپاهيان كار ديده جلادت شعار و توپچيان و تفنگچى باشيان كارآزموده و تفنگچيان قدرانداز قلعهدار از موكب ظفر قرين همايون جدا كرده بقلعهء مباركهء دار السلام بغداد فرستادند كه باتفاق صفى قليخان بيگلربيگى عراق عرب و مير - فتاح مين باشى صفاهانى و مبارزان كه سابقا در قلعه بودند بحراست و قلعه دارى قيام نمايند و متعاقب زينل بيك سپهدار فوجى ديگر از افواج قاهره را بمعاونت او مأمور گردانيده بسركردگى نور الدهر بيك برادر زادهء او روانه فرمودند و از سلطانيه جريده و سباى به قصد ادراك شرف زيارت تربت مقدس حضرت - الاولياء و برهان الاتقياء و مراقد متبركه حضرات مشايخ عظام قدس الله اسرارهم تشريف برده بعد از آداب زيارت و طواف آن مراقد منوره كه مهبط فيض و رحمت و محل استجابت دعا است از ارواح مطهرهء آن برگزيدگان درگاه إله استمداد همت و طلب فتح و نصرت كرده بجانب سلطانيه عود نمودند و حكم قضا جريان باسم قورچى باشى اصدار يافت كه در اين سال در قراباغ قشلاق نموده بدفع موراو و بقيهء طاغيان گرجى مشغول باشد و از عساكر منصوره به قدر احتياج نزد خود نگهداشته ساير