اسكندر بيگ تركمان
688
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
شعله افروز گشته طايفهء قراداغلو و مقدم را بتسخيز قلعهء دامن كوه مأمور فرمودند و آن جماعت در همان شب به اطراف و جوانب قلعه محيط گشته در صدمهء اول مستحفظان را مقهور گردانيده خود را بپاى حصار رسانيدند و بضرب متين سوراخها كرده بقلعه ريختند و معدودى كه بمحارست قيام داشتند دست از حراست حصين بدن بازداشته عرضهء تيغ فنا گشتند و ساير سكان آن قلعه پايمال حوادث و نوايب گشته آنچه از صامت و ناطق در آنجا يافت شد بباد بينيازى رفت . بعد از وقوع اين حال فوجى از جنود اقبال بتاخت و غارت طايفهء محمودى مأمور گشته چون تسخير قلعهء ميان كوه به سهولت تيسير پذير نبود حكم شد كه لشكر قيامت اثر در اينوقت متوجه تسخير آن قلعه نشده اگر مخالفان محمودى قدم جرأت پيش نهاده بمقابله و مقاتله اقدام نمايند جزاى ايشان در كنارشان نهند و الا آنچه در مساكن ايشان يابند تاراج نمايند و چون ايل و عشرت جمعى كثير بودند و در قلعه مزبور بجهة ضيق مكان و قلت آب بجز معدودى مسكن نگرفته بودند اكثر مردم آن قبيله پايمال سم ستوران عساكر گرديده تمامى دواب و اغنام و ما يعرف آن قوم خواه در پسك و خواه ماكو بشآمت عصيان مصطفى بيك و برادران و چند نفر از مفسدان عشيرت او كه در مخالفت اصرار مينمودند بتاراج حادثات رفت چنانچه گوسفند خوب در اردوى معلى به نيم درهم كه پنجاه دينار عراقى باشد و يك رأس گاو به دو درهم يعنى دويست دينار عراقى خريد و فروخت ميشد و بسيارى از نساء و صبيان آن طايفه بمحنت اسر گرفتار آمدند . القصه تا ده يوم كه اردوى گردون شكوه در آن يورت نزول اجلال داشت آن طايفه عرصهء نهب غارت بودند چنانچه جمعى از عشاير مذكور كه از نهيب لشكر ظفر اثر خود را بقلال جبال كشيده بودند بدست درآمده از آسيب حوادث نرستند بعد از تنبيه بليغ آن قوم رأى عالم آرا بدان قرار گرفت كه بحوالى نخچوان كه ميانهء راه وان و ارزن الروم است و محل عبور لشكر روم از آنجا رفته چند روزى در كنار آب ارس رحل اقامت اندازند اگر در اين سال سردار روم را جمعيتى دست دهد و عزيمت آذربايجان نمايد در ما بين هر دو راه مستعد مدافعه بوده باشند و اگر در اين سال آمدن سردار صورت نبندد قشلاق همايون در قراباغ واقع شده بتوفيق اللّه تعالى تسخير قلعهء گنجه و مملكت شيروان را وجهه همت عليا نهمت سازند بدين رأى صواب نما عمل فرموده عنان عزيمت بدان طرف معطوف گردانيده از معبر يزد آباد نخچوان از آب ارس عبور نموده در كنار آب خيام اقامت نصب كرده سراپرده و بارگاه بقبهء مهر و ماه افراشتند و امير كونه خان را به تعمير قلعهء ايروان مأمور ساختند و جمعى در آن خدمت رفيق او ساختند و چند روزى كه ساحل رود ارس محل نزول موكب مقدس بود مسرعان خبر آمدن سردار را از راه الباق و سلماس رسانيده بتواتر انجاميد و كار قلعهء ايروان را بوقت ديگر [ 481 ] موقوف داشته رايات فيروزى آيات بدان صوب در حركت آمد شرح آن احوال بعد از ذكر وقايع گرجستان و مآل حال كستنديل خان مرقوم ميگردد . ذكر عصيان و طغيان گرجيان و كستنديل خان و بيرون آمدن او شكسته و بد حال از ولايت شيروان بر واقفان مواقف سخندانى و نكته سرايان اسرار نهانى سمت ظهور و درجه وضوح دارد كه