اسكندر بيگ تركمان

676

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

وقايع سال ميمنت مآل ئيلان ئيل تركى مطابق سنهء اربع عشر و الف كه سال نوزدهم جلوس سعادت مأنوس همايون شاهى ظل اللهى است نوروز عشرت افروز اينسال ميمنت منوال در روز دوشنبه غرهء شهر ذى القعدة الحرام سنهء اربع عشر و الف اتفاق افتاد يعنى نير اعظم و عطيهء بخش عالم كه اهتزاز نسايم رياض جهان و طراوت عالم جان از فيض تربيت اوست به منزل شرف انتقال نموده بيمن حكمت كامله مبدع جهان آرا فسحت سراى جهان و گلشن احوال جهانيان از فيض بهار و لطافت ازهار طراوت تازه و نزهت بىاندازه يافت حضرت اعلى شاهى ظل اللهى در دار السلطنهء تبريز آن روز طرب انگيز را بفرخى و فرخندگى گذرانيده بلوازم جشن و سور و مراسم شادمانى و سرور اقدام فرموده بمراحم خسروانه بهجت افزاى خلايق بودند و امراى نامدار و صدور عاليمقدار و وزراء و مقربان بارگاه فلك مدار و اعيان سپاه ظفر شعار كه در آنوقت در موكب نصرت قرين بودند هر يك على قدر مراتبهم پيشكشهاى نوروزى خود و امراء و حكام [ 471 ] سرحدهاى ممالك از نظر اقدس گذرانيده بنوازشات ارجمند سرافرازى يافتند در همين روز فيروز ملازمان امير كونه خان قاجار كه بحسب فرمان در النجق نخچوان اقامت داشت آمده خبر جنگ او را با محمد تكلو سنجق رومى و انهزام يافتن او از عساكر منصوره رسانيده از جمله غنايم و اخترمهاى مخالفان چند رأس اسب و چند قبضه تفنگ كه لايق سركار اشرف بود به نظر اقدس گذرانيدند شرح اين سانحه آنكه محمد تكلو خود را از شجعان روزگار ميشمارد از جانب سردار رتبهء امارت يافته با فوجى از ابطال رجال ايروان و كوكجه و آن حدود آمده بود كه با جنود قزلباش كه در آن حدود توقف نموده باشد مقاومت نموده دستبردهاى نمايان نمايد و در آن حدود منتهز فرصت بود در خلال اين احوال از جنود روميه قجر پاشا و مصطفى پاشا با گروه انبوه و ميران اكراد از وان بعزم بر همزدن امير كونه خان ارادهء آمدن نخچوان نموده بودند امير كونه خان از ورود اين خبر با گروهى از طايفهء غازيان جلادت اثر قاجار و امراى تابين و جمعى كه بكومك او تعيين شده بودند تا كنار آب ارس رفته بود پاشايان مذكور از دليرى و پاى جلادت پيش نهادن امير كونه خان خوفناك گشته جرأت پيش آمدن نكردند و فسخ آن عزيمت نموده بازگشته بودند و امير كونه خان خاطر از ممر مخالفان جمع كرده و عنان بصوب مراجعت تافت . محمد تكلو از رفتن امير كونه خان بكنار آب خبر يافته به خيال آنكه بحدود النجق آمده تاخت و غارت و دستبردى نمايد با فوجى از ابطال رجال و گروه لوند و مردم طاغى ياغى تا حدود نخچوان آمد امير كونه خان اكثر مردم خود را كه احمال و اثقال همراه داشته‌اند پيش انداخته خود متعاقب با معدودى ميآمده و چون ميدانست كه محمد تكلو در اين حوالى ميگردد و همواره در كمين مكر و