اسكندر بيگ تركمان
667
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ذكر آمدن جغال اغلى سردار لشكر روم بجانب آذربايجان و بىنيل مقصود بازگشتن از نخجوان و ديگر قضاياى سعادت نشان جغال اغلى سنان پاشا نام دارد و فرنگى نژاد است كه پدرش جغال نام داشته و بدين جهت او را جغال اغلى ميخوانند و در ولايت روم بتهور و مردانگى و شجاعت و فرزانگى بلند نام و بحسن درايت و تدبير زبانزد خاص و عام بود قضاياى عظيمهء كه روى ميداد او را ميفرستادند و به جهت دفع خصماء فرنگيه او را قاپودان يعنى مير بحر كرده بحراست سرحد فرنگستان فرستاده بودند چون مقاومت با جنود ظفر ورود قزلباش و استرداد بلاد و قلاع مفتوحه اعظم وقايع بود و او بشجاعت و دليرى و حسن تدبير از اقران رتبهء پيشى و بيشى داشت احمد خان او را وزير اعظم و سردار لشكر نموده چنانچه اشارتى بدان رقت بر سر قزلباش بجانب آذربايجان فرستاده او را چند گاه به جهت جمعيت لشكر توقف نموده به تهيه سامان و سرانجام عسكر پرداخت تا آنكه از هر طرف لشكرها به او پيوسته جمعيتى عظيم در اردوى او فراهم آمده با لشكر موفور و سامان شايسته روى به مقصد آورده بارزن الروم آمد و استمالت نامها باحمد پاشا فرستاده او را بايالت آذربايجان نويد داده طلب نمود احمد پاشا اگر چه به جهت سوء اعمال و خودسرى و عصيان از او متوحش بود در اينوقت فى الجمله مستمال گشته با گروهى از لوندات كه بر سر او جمع بودند آمده بجغال اغلى پيوست و عساكر ارزن الروم و اخسقه و آن حوالى نيز ضميمهء لشكر او گشت . مجملا با فوجى عظيم و حشرى انبوه از ارزن الروم بيرون آمده تا قارص عنان باز نكشيد حضرت اعلى كه رأى عالم آرايش مهبط تجليات انور غيبى و ضمير منيرش مكمن اسرار لاريبى بود و امراء عظام را بكنگاش طلب فرموده از هر گونه حكايات بميان آوردند و هر كس را آنچه مقتضاى عقل و تدبير بود بحسن تقرير عرض ميكردند حضرت اعلى شاهى ظل اللهى به زبان الهام بيان كه ترجمان ملهم غيب است فرمودند كه روميان مدتى شد كه سامان و سرانجام لشكر نموده بجمعيت موفور و سامان شايسته آمدهاند و جنود ظفر ورود قزلباش اكثر مرخص گشته روانهء يورت و مسكن خود شدهاند در اينوقت به جهت كمى لشكر محاربه و پيكار مصلحت دولت روز افزون نيست امراى عظام و ارباب جلادت از فرط غبرت هواى دليرى و دلاورى كرده سخن از حرب و قتال ميگفتند بالاخره رأى جهان آرا بدين قرار گرفت كه از منزلى كه مخيم سرادقات جاه و جلال است كوچ كرده بيكسو ميل نموده چند روز رحل اقامت اندازد كه او پيشتر آمده از آب ارس عبور نمايد و آنچه صلاح دولت باشد در اينطرف آب وقوع يابد و الحق حضرت اعلى را نيز بنفس همايون با ملازمان سلطان روم لايق ناموس سلطنت و سزاوار رتبهء پادشاهى نبود بنابر آن از آن مرحله كوچ فرموده در آغجه قلعه نزول اجلال فرمودند كه مشخص شود كه او بكدام طرف حركت مينمايد . بعد از چند روز كه يورت مذكور محل نزول اردوى گردون شكوه بود خبر رسيد كه جغال اغلى روى به سمت ايروان و نخچوان آورده كوچ بر كوچ متوجه است بنابر شمول رأفت و ترفيه احوال رعيت حكم قضا پيوند بنفاذ پيوست كه رعاياى اين محل را كوچانيده بمحال دور دست فرستند كه از آسيب لشكر مخالف بر كران و از دستبرد حوادث دوران در امان باشند و آذوقه آنچه لشكر