اسكندر بيگ تركمان
651
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
نوازشات خسروانه سربلندى يافتند و حسنخان با بعضى امرا بتاخت اخسقه كه از گرجستان مسق و الكاء منوچهر خان داماد همايون خان بود و به تصرف روميان درآمده بود مأمور گشت و آن خدمت را بر وجه مرغوب بتقديم رسانيده بسيارى از نساء و صبيان كفرهء گرج اسير نموده بر وجه احسن و طريق ايمن معاودت نمود . از سوانح آن ايام تخريب قلعهء تبريز و عمارات عاليه آنجاست كه روميان در عرض سى سال كه آن بلده فاخره در تصرف ايشان بود و ساخته و پرداخته بودند اگرچه اكثر صاحبان بيوت و حمامات و مستغلات مرغوب كه در آن قلعه احداث شده بود در اين مغاك روى بشهرستان عدم آورده بودند اما طايفه روميه خصوصا اقرباى آن قوم را علاقهء خاصى كه لازم ارباب تعلق و ناگزير نشأه بشريت است بخانهها و متعلقات آنجا بود و جهت قطع علاقه آن طايفه قلع و قمع آن خانه - ها و ازالهء خانات و مستغلات كه سالها از آن انتفاع يافته بودند و محو آثار روميه بر ضمير الهام پذير لازم نمود لهذا از موقف جلال فرمان قضا جريان باسم تبريزيان در آن باب عز صدور يافت و اخلاص - گزينان عقيدت آئين تبريز نطاق همت باقدام اين خدمت چست بسته در اندك روزى از قلعه مذكور و آن همه ابنيه و عمارات از خانهها و خانات و دكاكين و حمامات و مثل آنها آثار نگذاشتند . در اين سال آقا ميرزا على دولت آبادى كه مستوفى الممالك بود به علت آنكه معزا ابراهيماى شيرازى در سال گذشته كتاب دفترخانه همايون را بتقصيرى چند متهم ساخته از آن منصب عزل شده امر مزبور بمعزاى مذكور مفوض گرديد . چون برخى از سوانح اين سال همايون فال و قضاياى ايام محاصرهء قلعه در رشته تحرير در آمد اكنون وقت آنست كه بر سر سخن رفته كميت اقلام جهان نورد انديشه را در ميدان قصه پردازى بجولان درآورده وقايع سال ميمنت مآل لوىئيل تركى و شرح فتح قلعه و ديگر فتوحات كه بنيروى اقبال در آن سال فرخنده فال سمت ظهور يافت در سلك تحرير انتظام دهد . بيت كند گر قايد توفيق يارى * بمفتاح قلم از لطف بارى گشايم قلعهء اميد را چست * نگردد گر بنان همتم سست