اسكندر بيگ تركمان

645

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بست حوالى قلعه در آمده هر كس در محل مناسب فرود آمد و به جهت آسيب گلوله و ضربزن و بادليج كه بر مثال تگرگ از قلعه ميباريد در يكطرف خيمهء خود كه بجانب قلعه بود پناهى ساخته اقامت نمودند . قلعه ايروان مشتمل بر سه قلعه بود يكى اصل قلعه عتيق كه فرهاد پاشاى سردار در يونت‌ئيل 991 كه بتسخير ولايت مذكور آمد و نواب سكندر شأن سلطانمحمد پادشاه در خراسان بود در كنار رودخانه زنگى چاى در غايت استحكام ترتيب داده و شير حاجى ساخته خندق عميق حفر نموده بود و يكى قلعهء كوچكى است كه بر بالاى تل بزرگى كه در ما بين جنوب و غربى قلعه واقع است ترتيب داده بودند و قلعه كوزچى نام نهاده فاصله بين القلاع دو سه تير پرتاب بوده باشد مستحفظان آن قلعه باستظهار مردم قلعهء بزرگ بيرون آمده آب از رودخانه و ساير ما يحتاج از قلعهء بزرگ مىبرند و ديگرى قلعهء جديد است كه در آن چند روز لشكر نخچوان به جهت خود در جنب قلعهء عتيق در طرف قبلى در غايت استحكام ترتيب دادند اما فرصت تعمير شير حاجى و حفر خندق نيافتند بندگان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى و امراى عظام اطراف و جوانب قلعه را به نظر درآورده اگر چه تسخير آن سه حصن حصين كه مملو و مشحون بمردان كارى و آلات قلعه دارى و ذخيرهء فراوان بود و مستحفظان هر سه قله بامداد يكديگر مستظهر بودند در نظر خاص و عام بغايت مشكل مينمود و در زمان ظهور دولت و جهانگشائى سلاطين صفويه كمتر واقع شده بود كه جنود قزلباش بقهر و قلبه قلعه از رومى گرفته باشند و بين الجمهور چنين مشهور بود كه قلعه از رومى گرفتن امريست محال . اما حضرت اعلى همت و الا تسخير آنها مصروف ساخته اطراف و جوانب قلعه را بر امراى عظام و قورچيان و غلامان و ساير عساكر نصرت نشان قسمت فرموده ذوالفقار خان و لشكر آذربايجان را بتسخير قلعه كوزچى مقرر [ 447 ] فرمودند و قرچقاى بيك را با غلامان خاصهء شريفه و هر يك از امراء و عساكر را به محل مناسب تعيين فرمودند و روميان در كمال قدرت و اقتدار بمحاربه و مدافعه مشغول نموده چند مرتبه با فوج كثير از قلعه بيرون آمده در فضائى كه در جانب قليلى قلعهء جديد واقع بود صف آرائى كرده مستعد رزم و پيكارى گشتند و از اينطرف نيز لشكر قزلباش بمقابلهء ايشان شتافته بين الجانبين محاربات روى ميداد و از جانبين جمعى قتيل و مجروح گشتند در يكى از معارك شيخ حيدر مكرى بيباكانه خود را بروميان زده بر خم تفنگ مقتول شد و چون روميه پشت بقلعه و ديوار بست داده پيشتر نميآمدند و جهلا و بيباكان قزلباش از جهل و غرور جوانى تا پاى قلعه ميدواندند و تفنگچيان كه روميه در مكامن بازداشته بودند غازيان را زخمدار ميكردند در اين معارك چند كس از جوانان دلير كار آمدنى ضايع شدند حضرت اعلى صرفه كار در اين نوع جنگ نديده امر فرمودند كه در ميان فضاى مذكور جسرى زده جمعى از عساكر نصرت نشان و تفنگچيان ركاب همايون در آنجا كشيك نگاه دارند كه من بعد از دروازه كسى بيرون نتواند آمد . فرمانبران حسب الفرموده همايون به ترتيب جسر پرداخته غازيان و تفنگچيان بمحافظت و محارست مشغول شدند روميه راه بيرون آمدن وصف قتال آراستن مسدود يافته ترك آن كردند و از اينجانب در امر محاصره و ترتيب سيبها سعى موفور بظهور ميرسانيدند و برخوردار بيك توپچى باشى بريختن توپ مأمور فرموده مقرر شد كه در شهر ايروان كه تا پاى قلعه يك فرسخ است بتوپ ريزى مشغول باشد و كس بتبريز فرستاده بالميمز بزرگ و چند توپ ديگر كه در قلعه تبريز بود آورده اول توپ را با توپچيان بذوالفقار خان