اسكندر بيگ تركمان
641
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
روميان فرستادند هر چند مهم ايشان به مجرد توجه يكى از اعاظم امرا و فوجى از دليران لشكر ظفر انتما بكفايت مقرون ميشد و احتياج بنهضت موكب همايون نبود اما حضرت اعلى از غايت حزم و احتياط كه لازمهء ارباب خرد و دانش منشان روزگار است بمضمون اين مقال كه : بيت دشمن اگر پشه است سهل نبايد گرفت * آتش اگر زره است خرد نبايد شمرد عمل فرموده ميمنه و ميسرهء همايون را بمردان كار و دليران معركهء كارزار استحكام داده حرب لشكر قزلباش با لشكر روميه خود بنفس شريف در قلب قرار گرفته اعلام نصرت فرجام افراخته متعاقب چرخچيان در حركت آمدند و صداى كره ناى و نفير و كور كه و كوس در گنبد نيلگون فلك پيچيد از آن طرف نيز پاشاى مذكور چنانچه قاعدهء روميان است عرابهاى توپ و ضربزن را به يكديگر استوار گردانيده توپچيان و ينكچريان را پيش انداخته خود با محمود پاشا در قلب قرار گرفته بآئين شايسته پيش ميآمدند تا آنكه بين الفريقين تباعد بتلاقى انجاميد و مبارزان طرفين دست باستعمال سيف و سنان بردند در اول حال روميان آثار جلادت ظاهر ساخته متواتر حملات دليرانه مينمودند و چرخچيان جيوش دريا خروش قزلباش تا قول همايون دور تر بود با روميه جنگ بمدارا ميكردند ايوبه سلطان ولد اولامه كرد كه مقدمة الجيش بود بدست روميان مقتول گرديد بعد از آنكه قول همايون نمايان شده شعشعهء نير عالم افروز موكب نصرت قرين شاهى بر ساحت معركه نبرد پرتو انداخت عساكر فيروزى نشان بيكبار جلو انداخته با مخالفان در آميختند [ 444 ] و آتش حرب افروخته خاك معركه را از تعدى بادپايان آتش منش چون آب بر فرقشان ريختند جنود روميه تاب صدمهء دليران عرصهء نبرد نياورده از ملاحظهء اعلام پادشاهى و چتر فلك فرساى شاهنشاهى متزلزل و بيدست و پا گشته اين المفر گويان راه انهزام سپردند از مبارزان قول همايون جمعى نيز بمحاربه مأمور گشته تيغ بمانى آخته سرافشانى آغاز نهادند و بطرفة العينى از آن گروه انبوه در آن صحرا و كوه ديار نماند از جمله پاشايان محمود پاشا و خليل پاشا بقتل آمدند و على پاشا را سارو بيك بيكدلى برادر مقرب الحضرة محمد بيك گرفته آورده حضرت اعلى به نظر عنايت و التفات در وى نگريسته از غايت مروت جبلى او را دلدارى بسيار داده خاطرش را بوفور عواطف خسروانه از مكاره و آسيب زمانه اطمينان بخشيدند و او بجهة محمد امين بيك نام پسر سببى خود اضطرابى عظيم داشت كه مبادا در معركه بقتل آيد همان لحظه او را نيز كه جوان صحيح الوجه نيكو منظر صاحبجمال بود زنده آوردند اندكى موجب اطمينان خاطر پاشا گرديده شكر الطاف شهريارى كه خلاف متوقع او بود بجاى آورد و جيوش منصوره هزيمتيان را تا مرند تعاقب كرده كمتر كسى از آن طايفه نجات يافت مگر قليلى كه در بيغولهها خزيده در شب تار راه وان پيش گرفتند و غنايم موفور بدست سپاه منصوره درآمد و حضرت اعلى بعد از مشاهدهء پيكر فتح و ظفر شكر محامد الهى و عطيهء ارجمند نامتناهى بجاى آورده بجانب شهر عود فرمودند و همت و الا نهمت بتسخير قلعه مصروف ساختند . عالم آراى عباسى 41