اسكندر بيگ تركمان

916

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

هرگاه طبع سخنگذار در باديه جويائى اخبار به قدر خواهش و آرزو بتكاپو درآمده خود را مستعد فيضان مكرمت ازلى كرده‌اند و چون سائلان كوى اميد دريوزه هر مقصد اعلى و مطلب اسنى نمايد بلا شبهه و شايبه بحصول مطلوب و وصول مقصود كامروا ميگردد . شعر تو مستعد نظر شو كمال و قابل فيض * كه منقطع نشود فيض هرگز از افياض ما حصل اين ارقام آنكه راقم اين نسخهء عالم آرا در ديباچهء كتاب بقلم جسارت رقم نگاشته كه صادرات احوال گرامى حضرت پادشاه و الا جاه گردون بارگاه سلطان سلاطين زمان زبده و خلاصه فرمانروايان عرصهء جهان كه از وفور صدق و اخلاص خود را غلام خاص حضرت امير المؤمنين و امام - المسلمين على بن ابيطالب سلام إله عليه و اولاده المعصومين ميداند بلكه از خلوص عقيدت و پاك اعتقادى كلب آستان ملايك آشيان آن حضرت ميشمارد و بدان افتخار دارد بطريق رموز بىالزام تفنن عبارات و سلامت الفاظ و استعارات بقيد كتابت درآورده بر صفحه بيان مينگارد كه مستعدان روزگار و مورخان بلاغت شعار را مصالح و دست افرازى باشد به حمد الله و المنه كه توفيق تسويد اين يافته وقايع زمان فرخنده نشانش را از روز ولادت با سعادت كه ساحت ملك خراسان از پرتو انوار سلطنتش فروغ بخش عرصهء جهان بود تا زمان جلوس فرمانروائى ايران در صحيفهء اول و از اوان جلوس همايون كه مسند جهان آرائى ممالك فسيح المسالك ايران و تخت فيروز اجداد عالى مكان بوجود شريفش زيب و زينت پذيرفته الى غاية كه سنين هجرى به خمس و عشرين و الف رسيده و يك قرن سعادت اقران است از ايام فرماندهى در اين اوراق كه يك مجلد از صحيفهء ثانى است در رشتهء تحرير كشيده رقم اختتام پذيرفت كه چون سلاطين زمان و فرمانروايان عرصهء جهان نظر بر آن ديباچهء اقبال اندازند كارنامهاى سنجيده و قوانين پسنديده‌اش را دستور العمل كردار و شعار خود سازند اميد ميدارد كه اول مقبول طبع همايون آن حضرت افتاده دست ارباب حقد و حسد و هرزه درايان بيخرد از اذيال طاهره آن كوتاه و كشيده باشد و ثانيا پسنديده طبع مطالعه كنندگان اخبار و طالبان آثار بوده از مضامينش محظوظ و از محاذى مبتهج و مسرور گردند . شعر مكرر شد بدوران معانى * كهن افسانه‌هاى باستانى كنى تا كى بگفتار كهن گوش * ز كلكم نكته‌هاى تازه بنيوش و انشاء الله تعالى از آغاز قرن دويم جلوس همايون كه به زمان ظهور حضرت صاحب الامر صلوات إله عليه متصل باد اگر عمر وفا كند محلدى عليحده ترتيب داده خاتمهء كتاب را كه در صدر دفتر ايمائى شده به آن مجلد انضمام دهد يفعل الله ما يشاء و يحكم ما يريد . شعر خداوندا ز لطف بيكرانت * بده جا در حريم آستانت شب بخت سياهم روز گردان * بدين مقصد دلم فيروز گردان