اسكندر بيگ تركمان

624

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

و التجا كه بما آورده‌اند اغماض عين از خصومت و دشمنى صد ساله كرده در مقام امداد ايشان شده‌ايم كه آثار نيكنامى در صفحهء روزگار يادگار بماند . اولى اين است كه او قطع طمع از مملكت بلخ و توابع نموده بديشان گذارد و بممالك ماوراء النهر و تركستان كه بدست او درآمده قانع بوده شكر بارى تعالى بجاى آورد و قدم از دايرهء انصاف بيرون ننهد چه هر گاه اين دو پادشاهزاده كه از آن دودمان باقى مانده‌اند از مملكت وسيع اجدادى خود به اين محقر ولايت راضى شده باشند كه اوقات گذار ايشان باشد او را مضايقه در آن كردن محض ناانصافى است و اگر ناانصافى كرده خواهد كه بالكليه وارثان ملك را از حق موروثى محروم نمايد پسنديدهء خدا و خلق نخواهد بود و عاقبت نتيجهء اين ناانصافى كه فى الحقيقة كفران نعمت آن سلسله است از عالم غيب بروزگار او عايد ميگردد و اگر به اين صلاح انديشى راضى بوده با سلاطين زاده‌ها مذكور در مقام عطوفت و پدر فرزندى باشد ما را نيز بمنزلهء برادر گرامى است و در لوازم برادرى تقصير نميشود : من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال بعد از اداى اين سخنان حقايق بينان مؤمن‌بى را مشمول نوازش و احسان رخصت دادند و او سرمست بادهء التفات شاهى از مجلس بهشت آئين بيرون آمده روانه شد و حضرت اعلى جام امانى و آمال مؤمن‌بى را از بادهء عطوفت خسروانه لبريز گردانيده يك عدد صراحى نقره مملو از رواح ريحانى كه در خمخانهء خرد و آگاه دلى پرورش يافته خمار شكن سرمستان باده غفلت و آگاه دلانرا مزيد آگاهى تواند بود با پيالهء طلا و پيش انداز زربفت از پى او فرستادند كه در راه دفع خمار نمايد مردم ولايت اند خود و جماعت اوزبكيه كه در آن ولايت بودند مبلغى خطير به علت مال امانى متقبل ميشدند كه بديوان اعلى و اصل سازند همت بلند خسروانه رقم بخشش و احسان بر آن كشيدند و اينمعنى موجب ازدياد دعاگوئى دولت روزافزون شد . ذكر قضايائى كه بعد از تسخير قلعهء اندخود در سفر خير اثر بلخ ظهور يافت چون مؤمن‌بى از خدمت اشرف جدا شده روانه گرديد روز ديگر اردوى گردون شكوه از پاى قلعه كوچ كرده در خواجه دكه كه يك منزلى اندخود است نزول اجلال نموده يك روز در آن منزل ما بانحاح مطالب و حصول مدعيات صواحب و اعيان اندخود پرداخته روز ديگر كوچ كرده در دو فرسخى خواجه دكه نزول فرمودند درين منزل بتحقيق انجاميد كه باقى خان با بيست هزار كس از جيحون عبور نموده به طرف بلخ آمد . حضرت اعلى بتصور آنكه باقيخان پاى جلادت پيش نهاده ارادهء مقابله با موكب همايون شاهى دارد با كمال اميدوارى بظفر و نصرت حضرت بارى عز اسمه امر فرمودند كه در اردوى معلى نقاره‌هاى پادشاهى بنوازش درآوردند و به ترتيب مقدمات جنگ پرداخته قراول و چرخچى و قول ساق وسول و بوكركچى و لشكر طرح و تيب عرابه و تفنگچى و ساير اسباب محاربه انتظام دادند و رأى جهان‌آرا بدين قرار يافت كه بلا تأخير منزل به منزل به ترتيب و آئين پيش رفته در هر جا با جنود