اسكندر بيگ تركمان
904
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
قلعه دارى استحكام يافت و سردار در عشر ثالث شهر شعبان بپاى قلعهء ايروان رسيد و تسخير آن را محاصره روميان قلعهء ايروان را باغواى ينكچرى آقاسى و ينكچريان قلعهگير و تركجه بيلمز حاكم آخسقه كه هميشه در اين سرحد لافهاى گزاف ميزد سهل و آسان انگاشته بمحاصره آن پرداخت و زياده از يكصد هزار كس قلعهگير آن حصن حصين را مركزوار در ميان گرفتند و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى صلاح در جنگ سلطانى نديده جهت تفريق آن گروه انبوه تدبير شايسته بخاطر آورده عساكر نصرت نشان را چند گروه كرده هر گروهى را بسركردگى يكى از معتمدان كارديده به طرف معسكر روميان فرستادند كه هر وقتى باقتضاى زمان از طرفى سياهى نموده در هنگام فرصت دستبردهاى نمايان مينموده باشند . مقرب الحضرة قرچقاى بيك را كه آخر رتبهء خانى و لقب سپهسالارى ايران يافت با قورچيان و غلامان و خلاصه ملازمان ركاب اشرف از طرف اردوى معلى روانه نموده امام قليخان بيگلربيگى فارس را از طرف شرقى اردوى روميان فرستاده حسنخان و گنجعلى خان و ساير امراء كه باتفاق كلب - على بيك يساول صحبت شاملو در تبريز بودند حسب الفرمان همايون آمده به امام قليخان ملحق گرديدند و دلو محمد شمس الدينلو را با قشون و لشكر به طرف غربى اردوى روميه كه جانب ارز رومست فرستادند كه راه بر مترددين اردوى روميه بسته نگذارد كه از عقب ذخيره باردوى روميان آيد . قرچقاى بيگ فوجى از مردم كارزار و كارديده را بسركردگى خلف بيك سفرهچى بجانب كنهگير كه موضعى است در دامن كوه يك فرسخى طرف شمالى قلعه بر سمت راه اردوى معلى فرستادند كه آنراه را مضبوط نگاه دارند كه هر گاه كسى از قلعه باردو آيد يا از اردوى معلى بقلعه رفتنى باشد در هنگام فرصت باستظهار ايشان بيقضاى ربانى بسلامت به مقصد تواند شتافت و خود با افواج قاهره هر وقتى در مكانى مناسب اقامت گزيده سياهى مينمودند و قراولان كار ديده هشيار بهر طرف فرستاده از حال دشمن غافل نبودند و امام قليخان و ساير سرداران و مبارزان جنود اقبال هر روز جائى بلكه هر لحظه مكانى اختيار نموده از حال يكديگر خبردار بودند و هيچوقت از دستبرد خالى نبوده لحظهء روميه را آسوده و فارغبال نميگذاشتند بدينجهت از سپاه روم چهل پنجاه هزار كس همه روزه بر سر اسب مستعد محاربهء بوده از خوف دستبرد مبارزان جنود قزلباش كل لشكر بتسخير قلعه نميتوانستند پرداخت و عساكر منصوره هر وقتى انتهاز فرصت كرده دستبردهاى نمايان ميكردند چنانچه شرح آن در ذيل مرقوم ميگردد . چون هواى ييلاق كوكجه سرد شده بود اردوى كيهان پوى از آنجا كوچ كرده دره الاكيس كه در حوالى كوكجه و محل خوش هواست مضرب خيام اقبال گشت اما امراء و پاشايان و عظماء لشكر روم سيما طايفهء ينكچرى آقاسى كه كمر بتسخير قلعه بسته سعى موفور و جهد غير محصور بظهور ميآوردند چند جا سيبهها و مورجلها پيش آورده توپهاى سنگ انداز قلعه كوب نصب نموده توپچيان رومى و فرنگى شبانروز از توپ انداختن خالى نبودند و از طرف ديگر تل خاكى مشرف بر جدار قلعه بر زبر يكديگر ريخته پيش ميآوردند و امير كونه خان و سرداران جنود قلعه دار و ساير محصوران مردانه سپر ممانعت بر روى كشيده در لوازم قلعه دارى نهايت جان سپارى بظهور ميآوردند و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى همه روزه شجعان عيار پيشه كارآگاه فرستاده از احوال قلعه و محصوران خبر ميگرفتند و محصوران بمعاونت آن حضرت و توجهات ظاهرى و باطنى اميدوار بوده دل قوى داشتند