اسكندر بيگ تركمان

902

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

و قتال نشده پراكنده فرود آمده بودند و گنجعلى خان بطسوج رسيده يكمرحله دور تر بود قراولان آمده خبر دادند كه طليعهء لشكر مخالف نمودار شد امراء در كمال اضطرار سوار شده مقصود سلطان كنگرلو با جمعى بچرخچيگرى مأمور گرديد تا آراستن صف سپاه و ترتيب قلب و جناحين لشكر مخالف گروه چرخچى را مغلوب ساخته بهيئت اجتماعى رسيدند مقصود سلطان و چرخچيان يك طرف افتاده خود را بقول نتوانستند رسانيد جماعت چريك كه بر ساقهء لشكر بودند تاب صدمهء مخالفان نياورده پشت بمعركه كردند بدينجهت قلب نيز منقلب گشته دليران قول و ميمنه و ميسره بهم برآمدند و از حيرت و سراسيمگى متفرق و پراكنده راه هزيمت پيمودن گرفتند . پير بوداقخان بعد از مشاهده اين حال از وفور غيرت ننك و بدنامى عار فرار به خود قرار نتوانست داد در معركه ثبات قدم ورزيده بعد از انهزام سپاه دو سه نفر از ملازمان عنان او را گرفته خواستند كه از معركه بيرون برند در اين اثنا زينل خان محمودى با گروهى ار اكراد از عقب او درآمده بىآنكه به حال او شناسا گردد زخمى بر او زد يكى از غازيان جان نثار خود را بر سر او انداخته در دست اكراد كشته گرديد پير بوداقخان به همان زخم مهلك درگذشت سلمان موسى سلطان سوباشى [ 636 ] و محمد تقى بيك مين باشى با فوجى از تفنگچيان و جمعى از غازيان در محوطه باغى فرود آمده بودند خود را به همان محوطه كشيده رخنه‌هاى آن حصار را مسدود ساخته بحفظ حال خود پرداختند و مخالفان را صورت فتحى روى نموده در همانجا اقامت كرده اموال و اسبابى كه در خارج محوطه بدست آوردند متصرف شدند و روز ديگر بر سر حصار هجوم آورده اهل حصار بضرب گلولهء تفنگ مرگ آهنگ ايشان را بازگردانيده جمعى را به خاك هلاك انداختند دو سه مرتبه زور آوردند هر مرتبه جوانان كارآمدنى مخالفان ضايع و نابود گرديده كارى از پيش نميبردند . درين اثناء آوازهء توجه موكب همايون از گرجستان بصوب آذربايجان بسمع مخالفان رسيد پاى اقامتشان سست گرديد و صرفه در جنگ حصار نديده طبل ارتحال كوفته بازگشتند و اهل حصار مردانه از آن مهلكه نجات يافته بجانب تبريز آمدند . گنجعلى خان در طسوج اين خبر شنيده ابراهيم بيك و منهزمان لشكر به او رسيدند چون در آن وقت رفتن او بسلماس و امداد اهل حصار مقدور او نبود بازگشته به شهر آمد كه لشكر جمع كرده از روى قوت و استظهار بدفع دشمنان پردازد از خبر كشته شدن پير بوداقخان و استيلاى مخالفان مردم شهر بنوعى بهم برآمده سراسيمه گشته بودند كه سر از پاى نمىشناختند و لحظه بلحظه منتظر وصول لشكر مخالف بودند كه گنجعلى خان به شهر رسيده فى الجمله موجب آرميدگى شهر گرديد . متعاقب خبر بازگشتن مخالفان رسيده خاطر تبريزيان بالكليه اطمينان يافت حقيقت اينحال را بعرض عاكفان سدهء جلال رسانيده در حينى كه رايات ظفر آيات از اخستاباد متوجه ييلاقات بودند به عرض اقدس رسيده فى الجمله موجب خاطر دولتخواهان خصوصا طايفه تركمان گرديد اما حضرت اعلى بحوصلهء پادشاهانه گذرانيده پسر بوداقخان را در ازاء جانسپارى والد تربيت فرموده بجاى پدر امير الامراء آذربايجان و حاكم تبريز گردانيده بلقب ارجمند خانى معزز و سرافراز فرمودند . سلمان سلطان سوباشى كه در آن جنگ مردانگى بظهور آورده مورد شفقت شاهانه گشته او نيز بمرتبهء بلندخانى سرافرازى يافت محمد تقى بيك مين باشى نيز مشمول انواع نوازش گشت و چون آوازهء حركت لشكر روم شيوع داشت حسنخان بيگلربيگى قلمرو عليشكر را با قشون آراسته بجانب