اسكندر بيگ تركمان

882

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

دربارهء او سمت ظهور يافت . ديگرى از سوانح بقتل درآمدن چند نفر از خليفه‌ها و صوفيان قراجه داغ است : شرح واقعه آنكه جمعى از مردم ولايت قراجه داغ از قديم الايام دعوى ارادت و اخلاص سلسلهء عليه صفويه نموده و مينمايند و در زمانى كه حضرت خاقان سليمان شأن ابو البقاء شاه اسمعيل نور الله مرقده از بيم اعادى بگيلان تشريف برده چند سال در لاهيجان اقامت گزيدند و صوفيان اين سلسله به خدمت آن حضرت آمد شد مينمودند جمعى از صوفيان قراجه داغ آمد شد داشته‌اند و اليوم آن طبقه در ميانهء هوا - خواهان اين سلسله بصوفى قديم لاهيجانى معروفند و بدين لقب گرامى بر ساير صوفيه تفوق ميجويند و در هنگام خروج آن حضرت و آغاز نشو و نماى اين دولت صوفيان مذكور بمعافيات و سيورغالات سرافرازى يافته‌اند در زمان فترت روميه كه جعفر پاشا در دار السلطنهء تبريز تمكن داشت شاهويردى خان ولد خليفه انصار كه از زمرهء خليفه زادگان و در آن وقت حاكم قراجه داغ بود نيل بيدولتى بر رخسار سلسله خود كشيده به طرف روميان ميل نموده و تاج دوازده ترك اثنى عشرى از سر انداخته مجوزهء روميانه پوشيده بعرض اقدس رسيده بود كه در وقتى كه مشار اليه اظهار اطاعت [ 623 ] روميه نموده پسر خود را نزد جعفر پاشا فرستاد فرستاده‌هاى پاشا جهة اخذ بيعت اعيان قراجه داغ نزد شاهويرديخان آمدند مشار اليه اكثر اعيان صوفيه را در آن جمع طوعا و او كرها حاضر ساخته تكليف اطاعت نمود جمعى از آن گروه موافقت نموده بيتاج بآنجمع آمده بودند چون طريق ارادت و آداب پير مريدى آنست كه ارباب اخلاص در شدت و رخا دست از دامن مرشد كامل بازنداشته بانواع بلايا صابر باشند و رضاى مرشد كامل را بر اغراض دنيويه راجح داند شاهويرديخان كه بادى اين امر شنيع گشت چنانچه در قضاياى سالهاى گذشتهء گذشته گذشته مكافات بد طينتى يافته بجزا رسيد . در اين سال حكم شد كه بتحقيق و تشخيص موافقان او پردازند مقصود سلطان كه از زمرهء ارباب عقيدت و حاكم قراجه داغ بود باتفاق محمد قلى خلفاى روملو كه منصب خليفة الخلفائى داشت تميز و تحقيق اين مقدمه گردند اكثر آن جماعت كه در آن وقت روسياهى كرده روى از مرشد كامل برتافته بودند سزاى عمل يافته بديار عدم شتافته بودند جمعى بدين علت از خليفه‌ها و صوفيان كه در حيات بودند بقتل درآمده بجزاى عمل رسيدند و غرض اصلى آن بود كه من بعد آن طبقه از دايرهء صوفيگرى خارج بوده صوفى از ناصوفى متميز بوده باشد . سانحهء ديگر آنكه در حين مراجعت سفر گرجستان در قصبهء شمكور قراباغ مصطفى خان قزاقلر بدست دلو محمد سلطان شمس الدينلو بقتل درآمد سبب قتل او آنكه نظر سلطان پدر او با طايفه قزاقلر از ايندولت رويگردان بروميان متوسل گشته مرتبهء پاشايى يافته بود و بعد از فتح آذربايجان محمد خان برادر مصطفى خان تا دو سه سال قلعهء لورى را نگاه داشته كوس مخالفت قزلباش و دولتخواهى روميان زده بدرگاه معلى نيامد و بعد از تسخير گنجه و قلاع آن حدود و انخفاض استيلاى روميان كه ضرورة بدرگاه معلى آمد تا آنكه مشمول عنايات شاهانه گشته از اعمال سابقه اغماض شد پيوسته آثار نفاق از اطوارش مشاهده ميافتاد تا آنكه بدست گرجيان چنانچه سبق ذكر يافت بقتل آمده مكافات نمكحرامى يافت و بدينجهة مصطفى خان نيز محل اعتماد نبود و حزم و احتياط مقتضى آن بود كه من بعد كل طايفه قراقلر دو نوك نااعتماد در آن سرحد نباشند . بالجمله بعد از قتل مصطفى خان امارت كل ايل مزبور بشمسى خان قزاقلر كه در سال اول يورش آذربايجان كه هنوز قلعهء ايروان بدست در نيامده بود از روى اخلاص بدرگاه گردون مناص آمده