اسكندر بيگ تركمان

870

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

سرير اعلى فرستاد كه شفيع تقصير و گناه او باشند و استدعا نمود كه در اين مرتبه از جريمهء او گذشته معاودت فرمايند كه وقت ديگر كه عفو و اغماض پادشاهى بظهور آمده او را فى الجمله اطمينانى حاصل شده باشد بآستان اقبال آشيان آيد . بيت بمادر چنين گفت كاى نيك زن * تو خواهى مگر عذر تقصير من ندانى كه آنها ز نادانى است * سرانجام نادان پشيمانى است فرار كردن طهمورث والى كاخت بجانب كارتيل فرستادگان مذكور در كنار آب قبرى رسيده والدهء طهمورث و مخدرات آن سلسله بعز عتبه بوسى سرافراز گشته مورد توجهات خسروانه شدند و آن حضرت حسب الاستدعاى مخدره مذكوره در مقام عطوفت و عفو تقصيرات او درآمدند در اين اثناء مكتوب ناهنجارى كه از كمال جهل و نادانى به بگرات ميرزا عم زادهء لوارصاب والى كارتيل كه همواره ملازم ركاب اشرف و از زمرهء مقربان بساط اقدس بود به خط گرجى نوشته بعضى سخنان كه منافى آن گفتگو و مناسب آنوقت نبود در آن مندرج بود و از وفور اخلاص و بيم نفاق ارباب شقاق اخفاى آن نتوانست نمود مكتوب را به نظر اشرف درآورد از مضمون آن مراسله نايرهء غضب شعله فروز گشته بنوعى زبانه كشيد كه بضراعت اهل شفاعت انطفا نمىپذيرفت والدهء طهمورث را با پسران او و جمعى خدمه كه همراه بودند با معتمدان روانه عراق گردانيدند و از ناورانرا بمردم كارديده سپرده بر سر او كوچ كردند طهمورث اين خبر شنيده در محل اقامت تاب توقف نياورده با كوچ و متعلقان و قليلى از ناوران و عظماء قوم كه كمابيش پانصد ششصد نفر بودند از راه غير معهود بجانب كارتيل گريخت و در آنجا بلوارصاب ملحق گشته او نيز از واهمه عظيم كه از بيم آسيب سپاه منصور برو مستولى شده بود توقف در ولايت خود نتوانست نمود هر دو باتفاق يكديگر افسرده و پريشان حال بجانب باشى آچوق گريخته بگرگين خان والى آنجا كه از تبعهء روم است پناه بردند تتمهء احوال ايشان و وقايعى كه در گرجستان روى داد در وقايع سال نو مرقوم قلم عنبرين پرتو خواهد گشت انشاء اللّه تعالى . متوفىها : [ فوت شاهزاده اسمعيل ميرزا ] در ايام بهار خجسته آثار كه موكب جاه و جلال در ييلاقات پرجيش و فريدن نزول اجلال داشت نونهال گلشن سلطنت و اقبال اعنى شاهزاده غفران مآل اسمعيل ميرزا كه دوازده مرحله از مراحل زندگانى طى كرده بود در دارالسلطنهء اصفهان مريض گشته در روز جمعهء بيست و نهم شهر جمادى الثانيه بجوار رحمت ملك غفور پيوست نعش مطهرش را در آستانهء امامزاده واجب التسجيل امامزاده اسمعيل كه در محلهء كليار اصفهان واقع است چند روزى بامانت گذاشته در هنگام اعتدال هوا نقل مشهد مقدس معلى كرده در آستان عرش نشان رضويه عليه و آبائه التحية مدفون ساختند اميد كه عمر و بقاى دولت والد بزرگوارش با دو دست حادثه باذيال دولت بىزوالش مرساد بمحمد و آله الامجاد . و هم در اينسال اللّه ويرديخان از فارس باصفهان آمده در روزيكه موكب همايون اعلى از مازندران