اسكندر بيگ تركمان

866

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

كه سلاطين ماوراء النهر در حدود تاشكنت از لشكر قزاق منهزم گشته پريشان و بدحال بازگشتند در روز سه شنبه چهاردهم شهر ربيع الثانى ملازم حسينخان از هرات بدار السلطنهء اصفهان آمده اخبار مذكور را عرض كرد چون ارادهء ازلى هنوز بترقى احوال پادشاه مذكور تعلق نگرفته بود در اين يورش كارى نساخت و هرگاه مقدر الهى بوده باشد و ارادهء ازلى بتمشيت مهمات او تعلق گيرد بخت و دولت بىاستعمال سيوف و آمد شد پيكان استقبال مينمايد آرى : مصراع « بخت و دولت بكاردانى نيست » وقايع متنوعه كه در اين سال بوقوع پيوست فرستادن ايلچيان است بجانب هندد كن چون سلاطين عظام دكن از قديم الايام ارادت و اخلاص تمام بدين دودمان ولايت نشان دارند قبل از اين عادلشاه والى بيجاپور مير خليل الله خوشنويس را كه از سادات عظام ولايت با خرز خراسان و در حسن خط نستعليق سرآمد زمان و نادرهء دورانست و بر حسب تقدير بولايت دكن رفته با او ميبود و محمد قلى قطب شاه والى كلكنده و ملك عنبر سپهدار سلسله نظام - شاهيه هر يك ايلچيان سخندان با تحف اخلاص و تحف و هدايا و بيلاكات لايقه بدرگاه جهان پناه فرستاده از تعدى لشكر جغتاى كه حسب الفرمان فرمانرواى هندوستان متعرض مملكت ايشان ميشده‌اند استغاثه نموده بودند . چون ميانه حضرات پادشاهانه دودمان قدس نشان صفويه و سلسله عليه تيمورى همواره طريقهء محبت و و داد و شيوهء مودت و اتحاد مرعى و مسلوك بوده و فيما بين حضرت اعلى شاهى ظل اللهى و حضرت پادشاه و الا جاه گردون بارگاه سليم شاه فرمانفرماى ممالك هندوستان زياده از پدران فردوس آشيان طريقهء مصادقت و دوستى و رابطهء الفت و برادرى واقع و خصوصيات دوستانه و بى - تكفليهاى برادرانه مسلوك است نخست نامهء محبت طراز به آن حضرت قلمى فرموده سفارش سلاطين دكن فرمودند و آن حضرت رضاجوى خاطر اشرف گشته ترك مخاصمت ايشان نمود بنابر آن در اين سال حضرت اعلى حسين بيك قبحاچى تبريزى را برسالت قطب شاه و درويش بيك مرعشى را بايلچيگرى نظامشاه و ملك عنبر و شاه قلى بيك زيك را بسفارت عادلشاه تعيين فرموده مكاتيب عنايت اسلوب سعادت افزا در قلم آورده جهة يك خلع فاخرهء لايقه و اسبان و تنسوقات راتقه ارسال داشتند . چون محمد قلى قطب شاه بجوار رحمت الله پيوسته بود و سلطانمحمد برادرزاده و دامادش بر سر قطب شاهى تمكن يافته لوازم پرسش و مباركباد بفعل آورده ايلچيان مذكور در اصفهان مرخص گشته باتفاق مير خليل و فرستادگان سلاطين مذكور روانه شدند درويش بيك در شيراز سفر عقبى اختيار نموده محمدى بيك پسرش در عوض پدر بدين خدمت مأمور گشت او و حسين بيك هر دو به مقصد شتافتند اما شاه قلى بيك چند روزى بجهة اختيار ساعت در رفتن تأخير نموده بود و موسم سفر دريا در اين سال گذشته نتوانست رفت [ 613 ] بناير آن مير خليل خوشنويس ايلچى ابراهيم عادلشاه از شيراز بازگشته بپايهء سرير اعلى آمد شرح رفتن او در محل خود رقمزدهء كلك بيان خواهد گشت .