اسكندر بيگ تركمان

863

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بيان خطاياى دنكيز بيك كه موجب سياست او شد از اعمال قبيحه‌اش يكى آنكه در الكاء كوه به تكليف بوزره حاكم آنجا كه مير بحر بنادر فرنگست مهر اشرف از سر كتابت پادشاه اسپانيه برداشته كتابت را گشوده او را از مضمون مكتوب آگاه كرده بود و اين بيديانتى در خدمت سلاطين خطاى عظيم است و زبان باسرار پادشاهان گشودن گناه بزرگ ديگرى آنكه رسم قديم است كه ايلچيان طبقات سلاطين عصر بهر ولايت روند ملبس بلباسى كه عرف و عادت مألوفه خود است بوده در كل مواد بطور خود سلوك نمايند و در هيچ عصر و زمان پادشاهان جهان ايلچيان را بتغير عرف و عادت مستمره تكليف نكرده‌اند و رسم و قاعده نبوده در وقتى كه دنكيز بيك در پاى تخت پادشاه اسپانيه بوده زوجهء پادشاهان فوت شده و پادشاه و معارف سپاه در تعزيهء ملكه بعرف و عادت خود سياه پوشيده بوده‌اند او نيز بنابر خوشامد پادشاه و طمع يك دست لباس فاخر بىآنكه تكليف كنند سياه پوش شده بوده بايستى كه اگر او را مكلف سازند جواب گويد كه به حمد الله سر پادشاه و ولى نعمت من سلامت است مرا چه لايق كه لباس سوگوارى پوشم و اين عذرى بود لايق و مستحسن . ديگر آنكه مكتوبى كه حضرت اعلى بريم پاپا كه خليفه ملت مسيحى و جانشين اوصياء حضرت عيسى عليه السلام است نوشته مصحوب او ارسال يافته بود مكتوب مذكور را به شخص تاجرى داده مبلغى ازو گرفته بود كه آن تاجر خود را دنكيز بيك نام نهاده مكتوب را بدار الخلافهء فرنگستان رساند و از آن تمتع يابد و اين مقدمه نيز امرى بود ناپسند بايستى كه اگر فى الواقع رفتن او به آن ولايت تعذرى داشتى و وصول به آن سرزمين صورت نبستى مكتوب را باز آورده حقيقت عرض كردى او تعظيم نامه و مكتوب ولى نعمت منظور نداشت و فى الحقيقه بمعرض بيع درآورده بتاجر مجهولى داده اين مقدمه را سهل انگاشت اما اعظم خطايا كه موجب سياست اغلب بود اينست كه با ملازمانى كه همراه برده بود چندان بد سلوكى مينموده و در آزار ايشان ميكوشيده كه چند نفر بدين ترسائى راضى شده از استخلاص جور او ملت نصارى اختيار نموده در فرنگستان مانده بودند غيرت اسلام اقتضاى سياست او كرده بجزا رسيد آرى مصراع « از جور بود كه مرد بىدين گردد » ذكر مراجعت قاضى خان صدر از رسالت روم و آمدن ايلچى خواندگار روم جهة استقرار مصالحه و اختلال آن بحكمت بالغه عالم الغيب و الشهادة از سوانح و وقايع اين سال مراجعت قاضى خان صدراست از ايلچيگرى روم و آمدن مصطفى پاشاء مشهور بانجيلو چاوش باتفاق او واقعه آنكه در طى وقايع سنه تنگوزئيل مطابق الف و عشرين بتحرير پيوست كه حسب الاستدعاى نصوح پاشا وزير اعظم صدر معظم قاضى خان الحسنى را بجهة تأكيد امر