اسكندر بيگ تركمان
856
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
بود رفته رفته بتوجهات خاطر اشرف شرافتش افزود و باغات و بساتين جنت آئين مشتمل بر عمارات و حوضخانهها در كمال زيبائى و دلگشائى ترتيب يافته آبهاى خوشگوار از كوه بلند بحياض كوثر آئين و رياض ارم تزيين آورده فوارهها بفنون غريبه و صنايع بديعه از ميان هر حوض بسان شعلهء نار كه سربكرهء اثير كشد و يا چون گل غران كه آتشبازان از باروط سازند در فوران است و چون اكثر اوقات زمان اقامت مازندران آن قصبه لطيفه مسكن شهريار كامكار است مقربان و ملازمان ركاب اقدس نيز منازل مرغوب عمارت نمودهاند و اكنون آن قصبه نيز شهرى بزرگ و بميامن تربيت آن آن حضرت از بلاد مشهوره است . وقايع متنوعه كشته شدن محمد خان قزاقلر از سوانحى كه در اين سال بظهور پيوست كشته شدن محمد خان قزاقلر حاكم لورى است با چند نفر از آقايان معتبر بدست از ناوران گرجستان كارتيل مردم لوارصاب خان سبب قتل او آنكه هميشه طايفهء قزاق لر بنابر قرب جوارگاهى بر علانيه و ظاهر و گاهى بر سبيل دزدى و اختفاء بر نهب و غارت و اسر نساء و صبيان گرجيان كارتيل اقدام مينمودند بدينجهت عموم گرجيان از طايفهء مذكور كينهء ديرينه در دل دارند در زمان تسلط روميه كه جعفر پاشا از تبريز بر سر سمايون خان لشكر كشيده بگرجستان آمد نظر سلطان پدر محمد خان كه از اين دولت روگردان شده بروميان پيوسته مرتبهء پاشائى يافته بود و مردم او كه گرك آن سرزمين بودند قلاووزى لشكر روم كرده سمايون خان را او گرفته بجعفر پاشا سپرد فيما بين بمقتضاى البعض بتوارث كلفت و عناد موروثى واقع بود . در اين اوقات كه محمد خان عز بساط بوسى اشرف دريافته از تقصيرات و زلات او اغماض شده بود قرار يافته بود كه با يكديگر صلح نموده من بعد موافقت و دوستى مسلوك دارند لوارصاب خان با او گفتگوى مصالحه بميان آورده طرح ضيافت انداخت و او را با خواص و معتبران طلب داشت و او اجابت دعوت كرده بمجلس مهمانى رفت لوارصابخان و گرجيان با او غدر كرده در مجلس بقتل او و رفقا اقدام نمودند هر چند محمد خان مستحق آن بود زيرا كه طبيعتش بنفاق سرشته از صدق و راستى بهرهء نداشت و قدر شفقتهاى شاهى ندانسته همواره ميانهء او و سرداران روم و روميه مراسلات دوستانه وقوع مييافت و فى الحقيقه مكافات كفران نعمت ايندولت و جزاى عمل يافت اما لوارصاب خان و گرجيان نيز بشآمت غدر كه با دوست و دشمن منهى و مذموم است گرفتار آمدند . حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بنابر مراعات سلسلهء ظاهر و اقتضاى مصلحت انديشى كه بهين شيوهء فرمانروايان عالم صورى است مصطفى بيك برادر او را برتبهء خانى و امارت طايفهء قزاقلر سرافراز فرمودند و ايل مذكور بدين عطيهء ارجمند مسرور و بشفقت شاهانه مستظهر و اميدوار شدند . سانحهء ديگر رفتن سارو سلطان بيگدلى حاكم سارو غرقان و كاورود است بر سر اكراد بانه در قضاياى سابقه مذكور شد كه اسكندر بانه در چمن قراجيوق از خدمت اشرف رخصت انصراف