اسكندر بيگ تركمان
847
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
رفته اگر مخالفان برادرش را تعاقب نمايند بمدافعه قيام نمايد خان دانست كه اين حكايت از صدق عارى است و ريش سفيدان مشورت نموده چون در آنوقت وجود و عدمش مساوى بود و از بودن او نفعى متصور نبود بالضروره رخصت داد و او با سپاه قزاق بيكسو رفته چون اندك از موكب پادشاه جدا شدند عنان تكاور بمهميز خارا انگيز بيوفائى تيز كرده بمخالفان پيوستند اين حركت موجب برهمزدگى قول و تفرق سپاه جوانغار و برانغار گرديد مقارن اينحال قريب بده پانزده هزار كس از سپاه امام قليخان بيكبار به طرف خان تاختند وليمحمد خان كه مشاهده اين حال نمود عار هزيمت و فرار به خود قرار نتوانست داد تيغ جلادت آخته بمقابلهء آن گروه تاخت سپاه قول و اكثر عظماء اوزبكيه كه با او بودند عنان از محاربه پيچيده خود را پس كشيدند و او با دويست سيصد نفرى خود را بر آن لشكر خونخوار زده در درياى هيجا غوطه خورد از ارتفاع گرد و غبار و كثرت سواران معركه كارزار دوست از دشمن و غالب از مغلوب متميز نميشد چون غبار اندكى فرو نشست يكى از مردم امام قليخان وليمحمد خان را شناخته ديد كه در كشته شدن ولى محمد خان پادشاه بخارا معركه زخمدار افتاده قدرت محافظت خود ندارد همان لحظه برداشته به نظر امام قليخان رسانيد امراء اوزبكيه كه خمير مايهء فساد بودند در قتلش تعجيل نموده هماندم خون آن برگشته بخت را بر خاك هلاك ريخته نقش وجودش از لوحه حيات ستردند بقاى لشكر كه خويش و تبار يكديگر بودند با هم آميخته در اين معركه زياده از دويست سيصد نفر از طرفين كشته نشدند بوداق بيك و رفقا بعد از مشاهده اين صورت از حيات بقيه قزلباش كه در حصار بودند نوميد گشته سر خويش گرفته جنك كنان خود را از جنك اوزبكان رهانيده روز را بشب رسانيدند و شب تغيير لباس كرده تا صبح طى مسافت نموده روز مخفى ميگشتند تا آنكه به صد تشويش پياده خود را ببخارا رسانيدند و از آنجا با سوداگران مروى رفيق شده در لباس تجار بمرو رسيدند و بتدريج از آنجماعت كه در حصار مانده بودند سى چهل نفرى يك يك و دو دو بلطايف الحيل بسلامت بمرو رسيده از ما بقى اثرى ظهور نيافت و بوداق بيك در دار السلطنه تبريز به خدمت اشرف رسيده حقايق حالات نبوعى كه بتحرير پيوست تقرير نمود و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى تأسف بسيار خورده كس نزد رستم محمد سلطان پسرش كه در هرات بود فرستاده لوازم پرسش و دلجوئى بفعل آوردند و خلعتهاى فاخر پادشاهانه ارسال داشته حسين خان شاملو بيگلربيگى خراسان را امر فرمودند كه نزل و ما يحتاج او و ملازمان سامان داده او را از واقعه پدر تسلى بخشد كه انشاء الله تعالى در تمشيت مهمات او بدانچه مقدر الهى و ميسور پادشاهى باشد بظهور آورده خود را معاف نخواهيم داشت اما بالاخره ميانهء امام قليخان و سلاطين قزاق بفساد انجاميده چند سال فيما بين محاربات روى داد و اكثر امراء نمك حرام طاغى در آن معارك كشته گشته بجزا و سزا رسيدند . ذكر توجه موكب نصرت نشان بصوب آذربايجان و سوانح آن ايام ميمنت فرجام در اين سال همايون فال شهريار بيهمال اعلى شاهى ظل اللهى سه ماه بهار را در دار السلطنهء اصفهان