اسكندر بيگ تركمان

843

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

گفتار در نهضت ولى محمد خان از دار الملك بخارا بجانب سمرقند و محاربهء او با امام قلى خان و اختتام احوال آن پادشاه چون منشى ديوان قضا و طغراكش مضمون يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ طغراى غراى تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ . . . وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ را از منشور دولت ولى محمد خان بگزلك تقدير محو ساخته برقم تذل من تشاء مرقوم و مختوم گردانيده بود سعى و كوشش فايده نداد و هيچ تدبيرش موافق تقدير نيفتاد و آنچه به ظاهر خير تصور ميكرد بر حسب كريمه عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ شر نتيجه داد . بالجمله چون ولى محمد خان بنوعى كه مذكور گشت در مقر سلطنت و مستقر دولت قرار گرفته گلشن دولت او كه از خشك سال حوادث و نوايب روى بپژمردگى آورده بود ديگرباره سرسبزى آغاز نهاد و نيكخواهان از اطراف و جوانب بتهنيت و مباركبادى آمده غلبه و ازدحام تمام در پايهء سرير سلطنت مصيرش پديد آمد و مشخص نبود كه امام قليخان بكدام طرف رفته جمعى ناقص خردان خوش آمدگو و خوشامدگويان تقرب‌جو مينمودند كه امام قليخان را در اين ولايت محل اقامت نمانده مفر و مقرى ندارد و بجانب بلخ بمظنه آنكه مبادا برادر كوچكتر خلاف ورزد نميتواند رفت و به غير از آنكه بكابل رفته عزيمت هندوستان نمايد نوع ديگر محتمل نيست و لشكريان كه در سمرقندند هر گاه وصول موكب عالى و فرار امام قلى خان نزد ايشان بوضوح پيوندد عنقريب فوج فوج روى اميد بدرگاه عالى آورده نامه نوشتن ولى محمد خان بشاه عباس غاشيهء اطاعت و بندگى بر دوش خواهند گرفت و طريق ديگر احتمال نميدادند . وليمحمد خان از غلوى خوشامدگويان و هرزه درائى ارباب نفاق كه به ظاهر شعار دولتخواهى پيش گرفته به باطن اسباب ادبار سرانجام ميدادند راه صواب گم كرده از حزم و دور انديشى غافل افتاد و خود را پادشاه بيمنازع مطلق العنان تصور كرده نامهء اخلاص آميز محتوى بر حقايق حال و تمكن و استقلال خود بر سرير دولت و اقبال و فرار امام قليخان و اطاعت و انقياد جنود اوزبك بپايهء سرير اعلى ارسال داشت و از طبقهء قزلباش معدودى به جهت اعلام اخبار نگاهداشته تتمه را رخصت معاودت داد . اما كم حوصلگى كرده همه روزه در بخارا تهديد قتل و سياست عموما باهل نفاق ميدادند و آن طايفه ازو خايف و هراسان بودند . در اين اثنا بوضوح پيوست كه امامقلى خان بقلعهء قرشى درآمده و در آنجا توقف دارد ولى محمد خان از شنيدن اين خبر بىآرام گشته با موازى هفده هزار كس كه در موكب او جمع آمده بودند از مركز دولت بجانب قرشى در حركت آمد به قصد آنكه اگر امام قليخان محصور گردد بمحاصره پرداخته او را بدست آورد و اگر از آنجا نيز فرار نمايد يكبارگى از درجهء اعتبار افتد بعد از آن يك دو سر مرحله پيمود ريش سفيدان و بهادران موكب عالى صلاح در آن ديدند كه اول بجانب سمرقند رفته