اسكندر بيگ تركمان

835

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

پسر خود و بعضى متعلقان و چهارصد پانصد نفرى از مقربان و ملازمان معتمد بعزيمت سمرقند از بخارا بيرون آمد چون مظنه غدر و نفاق با اكثر اعيان داشت از بيوفائى مردم سمرقند نيز انديشه كرده فسخ عزيمت آنجا كرد و توجه جانب ايران و استمداد نمودن از حضرت شاه و الا قدر بلند مكان در خاطر تصميم داده از معبر چهارجو گذشته بقلعه چهارجو آمد و رستم محمد سلطان پسرش را با جمعى از معتمدان از بيابان سرخس بدارالسلطنه هرات فرستاد كه خود نيز متعاقب آن صوب رود و كس بجانب مرو نزد محراب خان حاكم آنجا نيز فرستاده مجارى احوال خود اعلام كرد . محراب خان توجه او را از راه مرو ابست و اليق دانسته تكليف آمدن مرو كرد ولى محمد خان نيز راغب آمدن مرو گشته متعلقان در قلعه چهارجو گذاشت و قلعه را بيكى از اهل اعتماد سپرده با ساير عظماء و ملازمان و رفقا كه اعظم ايشان خواجم بيردى اتاليق بود و نيك و بد سيصد نفر ميشدند بمرو آمد و محراب خان بلوازم استقبال استعجال نموده او را باعزاز و احترام لايق به شهر آورد و همان ساعت كس بپايه سرير اعلى فرستاده حقيقت تشريف قدوم پادشاه اوزبك را عرض كرد و خود نيز آنچه سبق ذكر يافت مكتوب شوق آميز به خدمت اشرف نوشت . بالجمله چند روزى در مرو استراحت نموده محرابخان كما ينبغى و يليق بخدمات ميزبانى پرداخت و ضيافتهاى پادشاهانه كرده پيشكشهاى لايق گذرانيد و از آنجا روانه مشهد مقدس معلى گشته در چهار باغ مشهد نزول كرد ميرزا عرب برادر شاه نظر خان توكل كه از جانب برادر داروغه و جانشين بود و امراء عظام آن حوالى [ 591 ] بمراسم خدمت كارى قيام نموده پيشكشهاى لايقه كشيدند و قريب بيست روز در مشهد مقدس توقف نموده از رنج راه و محنت گاه و بيگاه آسوده گشت و از آن جا آهنك عراق كرده امراء عظام كه در سمت راه بودند منزل به منزل خدمت بتقديم رسانيده بدستور آن آهنك ولى محمد خان پادشاه اوزبك از خراساى به سمت عراق پيشكش ميكشيدند و ضيافت ميكردند و چون بحدود بسطام رسيد فريدون خان حاكم استرآباد بنوعى كه از جانب اشرف مأمور بود از استر - آباد ببسطام آمده تا چشمه الهاك كه هشت فرسخ است استقبال كرد و تحف و هدايا گذرانيده و خدمات شايسته بتقديم رسانيد و تا سمنان و خوار كه ملك عراق است وكلاء فريدون خان متفكل خدمت بودند در خوار على قلى بيك جان ايشيك آقاسى باشى شاملو كه از اصفهان حسب - الفرمان قضا جريان باستقبال رفته بود رسيد . بعد از كورتش و آداب دريافت ملازمت اول از جانب اشرف اعلى پرسش نمود سخنان محبت طراز دوستانه القاء نمود و در آن روز رخصت ميهمانى طلبيده روز ديگر بلوازم ضيافت پرداخت و تكلفات مرغوبه نموده تحف و هدايا گذرانيد و بمقربان و مخصوصان بل ساير ملازمان تواضعات آدميانه بظهور آورد و از آنجا منزل به منزل خدمات شايسته بتقديم رسانيده بخطهء دلپذير كاشان آورد اهالى كاشان ميدانرا چراغان كرده زياده از مأمول خدمات نمودند و آن حضرت دو سه روزى در كاشان استراحت نموده روانهء دارالسلطنه اصفهان شد مقدمات مذكور از تقرير واردين آنصوب بتحرير پيوست اگر اختلافى در سبب اختلال احوالش بوده باشد حمل بر تخالف اقوال نموده كميته را بكذب و خلاف متهم نسازند و العهدة على الرواة .