اسكندر بيگ تركمان
616
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
زخم فوت شدند اما جنود فارس بنيروى اقبال همايون بر فرقه ضلال ظفر يافته جمعى كثير غريق بحر عدم گشته بقية السيف بىنيل مقصود بازگشتند حكام مذكور هر چند دست و پا زدند كارى نتوانستند ساخت عاقبت ترك مجادله كرده دم در كشيدند و الله ويرديخان حاكم ضابط فرستاده در استحكام قلعه سعى موفور بظهور آورد . شرح تسخير ولايت لار كه باقبال شهريار كامكار و سعى خان رفيع مقدار در همين سال وقوع يافت [ 425 ] در خلال اين احوال و مقارن اين حال ولايت لار نيز بسعى اللّه ويرديخان بحيطهء ضبط و تسخير اولياى دولت ابد بنيان درآمد در تواريخ مبسوطهء احوال ملوك عجم مسطور و بين الجمهور مشهور است كه حكام لار از نژاد گرگين ميلادند كه در عهد كيان بحكومت لار منصوب شده بوده و از آن تاريخ اولاد او در آن ولايت حاكم و فرمانروا بوده در زمان ملوك طوايف بيشتر از پيشتر اقتدار يافته از حكام و ولادت قرب جوارباج ستان بودهاند و در ازمنهء سابقه قبل از ظهور اسلام و بعد از آن هر گاه در ممالك ايران نافذ فرمان بوده خصوصا در زمان اكاسره اطاعت گونه بظهور ميآوردند و در ساير ايام لواى خودسرى مىافراختهاند . اول حاكم مسلمان از آن طبقه جلال الدين ايرج بن كيقباد است كه در عهد عمر عبد العزيز مسلمان شد از زمان ظهور دولت ابد پيوند دودمان قدس نشان صفويه الى غاية طريق اطاعت و باج گزارى مسلوك داشته منصب امير ديوانى درين دولت داشتند . در زمان نواب سكندرشان نور الدهر خان بن ابراهيم خان بن انوشيروان مشهور بشاه عادل كه در آغاز جلوس همايون حضرت شاه جنت مكان والى آنجا بود فوت شده ميرزا علاء الملك پسرش قايم مقام گرديد نواب سكندر شأن او را ابراهيمخان ثانى لقب دادند در وقتى كه تخت فيروزبخت سلطنت و پادشاهى بذات اقدس همايون شاهى ظل اللهى آرايش يافت و موكب همايون فال جاه و جلال بجهة دفع فتنهء يعقوبخان بجانب فارس توجه نموده در دار الملك شيراز اتفاق نزول افتاده بولايت لار نزديك شدند مناسب اين بود كه ابراهيمخان در چنين وقت كه قرب جوار دست داده بود ادراك ملازمت عتبه عليا را فوزى عظيم شمرده بجهة اداى مراسم تهنيت جلوس همايون با قوافل اخلاص روى نياز بدرگاه گردون مناص آورده سعادت بساط بوسى دريابد . مشار اليه از جهل و نادانى و ممانعت تيره رايان لار خصوصا مير درگاه كه صاحب اختيار مطلق او بود توفيق اين سعادت نيافته بتغافل گذرانيد از اينجهة مزاج مبارك اشرف ازو متغير گشته همواره مترصد آمدن او بودند و او بمواعيد كاذبه اكتفا نموده بليت و لعل ميگذرانيد و انحراف مزاج اشرف متزايد و متضاعف ميگشت تا آنكه بد سلوكى مير درگاه بملازمان بارگاه سد ره اشتباه شاهى كه باخذ باج و خراج ميرفتند و زيادتيها كه بتجار و مترددين اين ديار مينمودند مزيد علت گشته الله ويردى خان حسب الفرمان قضا جريان بتأديب و تنبيه ايشان متوجه گرديد چون نزديك بلار رسيد ابراهيم خان بتمهيد بساط معذرت پرداخته متعهد شد كه من بعد در استرضاى خاطر مبارك اشرف كوشيده