اسكندر بيگ تركمان
830
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
روزگار [ 587 ] پيچيده مسرت بخش دلها و خرمى افزاى خاطر همگنان گرديد بدستور معهود در باغ نقش جهان امر قضا نفاد به ترتيب جشن عالى بصدور پيوست و امراء عاليقدر و وزراء و مقربان درگاه و الا و اهالى و اعيان قلمرو همايون كه در پايهء سرير سلطنت مصير حاضر بودند مع تجار و طبقات اصناف بر حسب اشاره همايون هر يك در محلى مناسب طرح جشن عالى انداختند و خيام زرنگار و سايبان - هاى اطلس و ديباى خطائى افراخته مجالس بهشت نشان ترتيب دادند و چهار طاقها در برابر هر مجلسى بفنون غريبه آراسته چراغان كردند بر روى خلق ابواب بهجت و خرمى گشوده گشت و در مجالس ساقيان سيمين ساق بجرعههاى رواق نشاط افزاى مجلسيان گشته چند روز داد خرمى دادند . در خلال اين حال كس از جانب محراب خان قاجار حاكم مرو رسيده خبر آمدن وليمحمد خان پادشاه اوزبك فرمانفرماى ممالك ماوراء النهر و تركستان رسانيد كه از حوادث روزگار فى الجمله پژمردگى بچمن دولتش راه يافته بتاريخ هشتم شهر محرم الحرام سنهء مذكور از راه چهارجو بعزم ملاقات همايون اعلى داخل خطه مرو شد و رقعه محبت آميز كه آن پادشاه عاليجاه به خدمت اشرف نوشته بود به نظر همايون درآمد ورود اين خبر بهجت اثر موجب مسرت و شادمانى خاطر انور گشته جواب رقعه از روى اشفاق و اظهار اشتياق مشتمل بر نكات دلپذير قلمى فرمودند و حكم جهان مطاع باسم امراء حكام عز صدور يافت كه بهر ولايت رسد پيشكشهاى لايق كشيده منزل به منزل ما يحتاج سركار آن حضرت و ملازمان بر وجه لايق سرانجام نموده بنوعى خدمات بتقديم رسانند كه مرضى و مستحسن باشد و همواره در كل مواد رضاجوى خاطر شريفش باشند و عليقلى خان ايشيك آقاسى باشى شاملو را كه از اعاظم امراء و معتمدان درگاه است باستقبال آن پادشاه عاليجاه تعيين فرمودند كه تا بلدهء سمنان استقبال نموده تا دارالسلطنهء اصفهان منزل به منزل خدمات شايسته بتقديم رسانيده لوازم ميزبانى بظهور آورد و اتمام صحبت باغ و جشن نوروزى را به رسيدن او موقوف داشته و حكم شد كه تمامى بازارها و قيصريه و خانات حوالى نقش جهان را آذين بندند شرح آمدن ولى آمدن چاوشان روم از جانب مراد پاشا محمد خان و سبب فتور احوال او كه بچه كيفيت بود عنقريب در محل خود مرقوم كلك بيان خواهد گرديد و داستانى عليحده تسويد خواهد يافت انشاء اللّه تعالى . از سوانح و وقايع متنوعه آمدن چاوشان روم است كه در خلال اين احوال از جانب مراد پاشاء سردار كه در ديار بكر قشلاق نموده بود آمده بعز بساط بوسى سرافراز شدند و عرايض و كتابات در باب صلح به نوعى كه در سال گذشته بتحرير پيوست آورده جواب مكاتيب ايشان بر وفق مدعا نوشته فرستادند اما هنوز فرستادهها مراجعت ننموده بودند كه از قضاى آسمانى مراد پاشا را اجل طبيعى دريافته رخت امل بسراى آخرت كشيد و بدينجهت استقرار امر مصالحه در عقده تعويق ماند . سانحهء ديگر آنكه در اين اوقات خاطر اشرف اقدس كه صحيفه نقش طراز تصويرات غيبى است متوجه تعمير قلعه نهاوند و استحكام آن گرديده مقرب الحضرة مهدى قلى بيگ امير - آخور باشى جغتاى را بدين خدمت مأمور فرمودند و مومى عليه حسب الفرموده به انجام آن اقدام نمود .