اسكندر بيگ تركمان
827
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
از آنجا لواى توجه بدار السلطنهء اصفهان افروخته بفيروزى و اقبال در مقر سلطنت ابد پيوند نزول اجلال فرموده زمستان را در منازل خلد آئين دولتخانه مباركه نقش جهان بكامروايى گذرانيده و كامياب دولت بودند . عريضه كردن سردار روم خدمت خواندگار اما احوال سردار آنكه چون بديار بكر رسيد و جنود برد و سرما هجوم آورده بود در آن جا رحل اقامت انداخته قشلاق اختيار كرد و چاوش معتبرى همراه محمد بيك كرده او را روانه استنبول گردانيد و عريضهء به خدمت خواندگار نوشت كه چون حضرت شاه عاليجاه از خصومت و نزاع گذشته اظهار محبت و دوستى مينمايد و تا غايت از سنور و سرحد كه در زمان مصالحه پادشاهان رضوان مقام تعيين شده تجاوز نكرده اولى و انسب و بصلاح دولت عثمانى اقرب اين است كه از اينطرف نيز خصومت و عناد بدوستى و اتحاد تبديل يابد و مصالحه بقاعده و دستور سلاطين ماضيه رضوان اللّه عليهم استحكام پذيرد و محمد بيك در استنبول بملاقات خواندگار فايز گشته مكتوب مودت اسلوب شاهى را با شمامه عنبر مشك بطلاء احمر كه برسم يادبود برده بود گذرانيده خواندگار بمراد پاشا نوشته بود كه ما اختيار اين امر را به تو دادهايم و از صوابديد تو درنميگذريم بهر چه مصلحت دولت دانى عمل كن و جواب مكتوب همايون نيز به همين مضمون نوشته بودند كه آنچه دستور مكرم مراد پاشا صلاح ديده برضاى سلطانى مقرونست و محمد بيك از استنبول بازگشته بديار بكر نزد مراد پاشا آمد و پاشا يكنفر ملازم محمد بيك جهة ايصال خبر به خدمت اشرف فرستاد و محمد بيك را جهة تعيين سنور و سرحد نگاهداشت كه بعد از اتمام شرايط پيمان روانه سازد و در وقتى كه موكب ظفر قرين شاهى از سفر خير اثر آذربايجان بدارالسلطنهء اصفهان آمده در مقر سلطنت كامياب دولت بودند فرستادگان مذكور آمده مقدمات صلح را عرض كردند اميدوارى بعنايت و الطاف بارى عز اسمه آنست كه توفيق رفيق و بخت مساعد گشته بعد از تحرير متوفاها كميت نيكو خرام قلم را در ميدان تحرير وقايع سال آينده بجولان درآورد . متوفىها : از مشاهير و اعيان كه در اين سال بمقتضاى آيهء كريمهء فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ ، شربت ناگوار مرگ چشيده در مضاجع خاك غنودند : [ فوت وزير بيشبه و نظير حاتم بيك ] اول وزير بيشبه و نظير حاتم بيك است كه در شب جمعهء ششم شهر ربيع الاول سنهء تسع عشر و الف در پاى قلعه دمدم ارومى چنانچه در طى احوال قلعه سمت گزارش يافته بفجاء درگذشت و نعش او را به تبريز آورده از آنجا بمشهد مقدس معلى نقل نموده در گنبدى كه در پائين پاى مرقد مظهر حضرت امام الجن و الانس تعمير يافتهء معمار همتش بود مدفون گشت شمهء از اوصاف حميده و اطوار پسنديدهء آن جناب در اين اوراق سمت تحرير يافته از معايب تكرار انديشيده در اين مقام زبان قلم در كار كشيده از آن خاموشى گزيد . [ فوت محمد پاشاى جلالى ] ديگرى از متوفاها محمد پاشاى جلالى است كه او نيز در پاى قلعه مريض و عليل گشته در اواخر شهر مزبور وديعت حيات را بمتقاضى اجل سپرد و احوال او نيز در طى حالات جلاليان بتفصيل مرقوم خامهء بلاغت نشان گشته . [ فوت محمد سلطان بيات حاكم نيشابور ] ديگرى محمد سلطان بيات حاكم نيشابور است وى ولد بابا الياس است كه ابا عن جد مقدم و ريش سفيد ايل قرابيات خراسان بوده كه از قبايل چغتاى است و از زمان ظهور دولت اين خاندان ايل مذكور رعيتى قزلباش ميكردند در زمان نواب سكندرشأن و ايام اقتدار مرشد قليخان در خراسان محمود بيك نام برادر او منصب امارت ايل داده [ 586 ] لقب سلطانى يافت و او در ايام تسلط و اقتدار اوزبكيه با برادران و اقربا و بسيارى از ايل