اسكندر بيگ تركمان

776

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

شد خربزه و هندوانه و انگور و ساير ميوه‌ها در برابر مجلس خرمن خرمن انبار كردند و مردمى كه در خارج محفل بودند چون جوق جوق ميآمدند و ميبردند بعد از اكل آنها شروع در كشيدن طعام شد يك هزار قاب طعام الوان با لوازم آن بمجلس آورده يك هزار قاب ديگر در خارج مجلس صرف شد الحق عظيم مجلسى انعقاد يافت زبان قلم از تحرير دقايق آن ضيافت و خصوصيات مجلس و بسيارى اسباب از هر نوع بعجز و قصور اعتراف دارد . وزارت پناه خواجه محمد رضا وزير آذربايجان و اكثر ملازمان درگاه كه در آن عشرت - سرا بودند ملازم و اربپاى ادب ايستاده از زمرهء خدمتكاران بود بعد از فراغ از آن امر متوجه نظم و نسق مهمات ايشان شده بدستور پيش آمدگان هر گروهى را در محل مناسب قشلاق تعيين كرده مهمانداران همراه كردند پاشا و سرداران و بلوك باشيان هر كدام حسب الصلاح وزير اعظم دستور معظم چند نفر از خواص ملازمان و خدمتكاران تا موازى پانصد نفر جدا كرده بقيهء لشكر را بييلاقات فرستادند كه انشاء اللّه تعالى در هنگام بهار كه رايات جلال در ييلاقات تشريف داشته باشند يك جا مجتمع گشته به نظر اشرف درآيند در عرض سه روز مهمات ايشان فيصل يافته فوج فوج روانه شدند روز دهم عالى جناب اعتماد الدوله بعزم مراجعت از شهر بيرون آمده در شمس آباد نزول كرده دو روز در آنجا بودند روز سيم كوچ كرده متوجه درگاه معلى شدند علوفه و ما يحتاج سركار پاشا و رفقا كه پانصد نفر بودند تا دار السلطنهء اصفهان از سركار نواب ميرزا داده ميشد و همه روزه سواى راتبه مجلس عالى طعامهاى الوان و حلويات عليحده ترتيب داده برسم تكلف و يادبود بمنازل جلاليان ميفرستادند هر روز يك قطار استر ماحضرى از اقسام مربيات و حلاوه و تنقلات و ميوه‌ها و ساير اسباب ما حضر سامان مييافت كه در اثناى راه به كار ميرفت و چون رايات ظفر شعار بعد از اطمينان خاطر [ 548 ] از مهمات سرحد از محل اقامت كوچ كرده متوجه مقر سلطنت شده بود جناب اعتماد الدوله به بيست و دو كوچ باصفهان رسيدند يك روز در كاشان توقف كرده ديگر باره جهت پاشا و سرداران رخوت پوشيدنى بر سر حمام فرستادند . القصه از ابتدا تا انتها دقيقهء از دقايق ميهمان نوازى و بذل احسان فرو گذاشت نشد يك روز در باغ تاج آباد نظر مجلس عالى ترتيب داده صحبت بزرگانه انعقاد يافت همانا وقت سوارى بعضى جلاليان كه از پاشا از آزردگى داشتند با ملازمان او بدمستى آغاز نهاده يكديگر را زخم زدند در منزل پاشا اطلاع يافته او نيز بد مستانه در مقام انتقام درآمد و همچنانچه شيوهء نامحمود و رسم معهود آن طايفه است از هر طرف جمعى بحمايت برخاسته رفته رفته در يك لمحه كل آن طايفه دو گروه گشته مكمل و مسلح شمشيرها آخته به يكديگر آميختند و نزديك به آن شد كه فتنهء عظيم حادث گشته از طرفين خونها ريخته شود جناب دستورى اطلاع يافته فى الفور متهورانه با هفت هشت نفرى از ملازمان كه حاضر بودند سوار شده بميان آن دو گروه بدمست بىمآل درآمده بعضى را بعتاب و سرزنش و ورود اعتماد الدوله باصفهان با رؤساى جلالى بعضى را به چوب و كوتك تأديب نموده پاشا را از آن جهل و بدمستى ملامت كرده آن فتنه را تسكين دادند و از آنجا به دو كوچ بدولت آباد اصفهان آمدند آقا كمال دولت آبادى خدمات لايقه بتقديم رسانيد روز ديگر كه سيم شهر شعبان المعظم بود روانهء شهر شدند امراء و اركان دولت و مقربان و ملازمان درگاه بر حسب فرمان باستقبال آمده قرين اعزاز و احترام