اسكندر بيگ تركمان

772

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

دولتخواهى آن حضرت بود آورد و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى دربارهء آن طايفه رعايت آداب فرمانروايان عالم ظاهر نموده فرستاده‌هاى مذكور را به خلاع فاخره و انعامات وافره نوازش فرموده مناشير عاطفت باسم پاشا و سرداران عز صدور يافت و مقرر گشت كه چون بنابر توقير و احترام ايشان متعاقب يكى از امراء و اعيان دولت قاهره باستقبال ايشان فرستاده مىشود در آن حدود توقف داشته باشند كه بعد از وصول او باتفاق روانهء پايهء سرير اعلى گردند . ذكر رفتن عالى جناب اعتماد الدوله حاتم بيك باستقبال جلاليان بدار السلطنهء تبريز و آوردن سرداران آن طبقه را بدار السلطنهء اصفهان بعتبه بوسى درگاه جهان پناه شاهنشاه زمان طوطى شيرين مقال قلم در شكرستان قصه پردازى شرح آمدن جلاليان را بدين ترانه ادا مينمايد كه چون حضرت اعلى از آمدن اين طايفه آگاه گشته فرستاده‌هاى مذكور مشمول نوازش و احسان روانه شدند چون هنوز بر مكنون خاطر فساد اندود آن طبقه اطلاع تام حاصل نشده بود حزم و احتياط مقتضى آن بود كه آن قوم پريشان روزگار كه بلوندى عادت كرده هميشه شورش طلب و فتنه اندوز و غارتگر بوده‌اند محل اعتماد نبوده باشند رأى عالم آرا اقتضاء آن كرد كه يكى از كار - دانان بساط قرب و منزلت كه بزيور عقل و تدبير آراسته و بحيلهء تهور و سخاوت و شجاعت پيراسته باشد باستقبال آن طايفه فرستند كه به نظر دور بين مشاهدهء احوال نموده در اينسال در ولايات آذربايجان جهت لشكريان قشلاق [ 545 ] تعيين نمايد و محمد پاشا را با سرداران و خواص و اعيان باردوى ظفر نشان آورد بعد از امعان نظر به حال هر يك از امراء و اركان دولت و اعيان حضرت عاليجناب آصف منزلت اعتماد الدوله حاتم بيك را كه متصف بصفات مذكوره و جامع كمالات صورى و معنوى بود لايق و سزاوار ديده بدين خدمت مأمور فرمودند و چون ميهمان بودند موازى دوازده هزار رأس گوسفند و بيست هزار خروار غله به جهت مدد خرج آن جماعت سرانجام يافت و طوامير بياض به مهر مهر آثار بمعتمد الدوله آصف شأن سپردند كه در مهام ضروريهء ايشان آنچه رأى صايب آن دستور مكرم بمصلحت دولت قاهره اقتضاء نمايد احكام مطاعه در قلم آيد و راقم حروف بجهة انجام اين خدمت بمرافقت مأمور گرديد و جمعى از قورچيان و غلامان و آقا سلطان مقدم كه حاكم زنجان بود مقرر شد كه بجناب آصفى ملحق گشته در موكب عالى او بخدمات قيام نمايد و عاليجاه اعتماد الدوله در حدود همدان از اردوى ظفر نشان جدا شده متوجه دارالسلطنهء تبريز گشت . اما احوال جلاليان آنكه چون آن گروه بيسر و سامان بايروان رسيدند امير كونه خان جمعى از خواص و امراء و اعيان مردم خود را باستقبال فرستاده در اوچ كليسا كه سه فرسخى قلعهء ايروانست محل نزول ايشان قرارداد و نزل و ساورى به قدر مقدور فرستاده خدمات شايسته كرد و طرح ضيافت انداخته در خارج قلعه در عرصهء وسيع خيمهاى بتكلف و شاميانهاى ديبا افراخته و فرشهاى ملون