اسكندر بيگ تركمان
759
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
انارهاى [ 535 ] لطيف آبدار آورده بودند انار دزمار حاضر ساخته ارباب ذايقه و هوش تميز كردند انار دزمار شادابتر و نازكتر نمود اگر چه اهالى قم بهيچوجه قبول اين معنى نميكردند اما ناانصافى مينمودند و يكروز در كاشان اقامت فرموده بتاريخ هشتم شهر شعبان بدارالسلطنهء اصفهان رسيدند و از اردوباد تا صفاهان در هر منزل بعد از استراحت و آسودگى از كوفت راه همگى رفقا بمجلس عالى حاضر و بصحبت مشغول شدند و اهل نغمه و ساز در محفل فيض بخش صاحبى عشرت پيرا بوده بنغمات دلاويز و ترنمات شكر ريز زنك زداى خواطر بودند و بمضمون اين مقال كه : بيت هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار * كس را وقوف نيست كه انجام كار چيست تمامى آن سفر را از بدايت تا نهايت بمسرت و شادمانى و شكفتگى بسر آمده همگنان از سعادت همصحبتى و مجالست مجلس عالى صاحبى فيضياب عشرت بوده آن چند روز را خلاصه عمر رفتن شاه عباس بمازندران بعزم شكار شمردند و در حين وصول دار السلطنهء مذكور همانروز بشرف خدمت همايون و ملازمت سده سنيه سعادت نمون مشرف و سرافراز گشته از جانب اشرف تلطفات شاهانه و نوازشات خسروانه ظهور يافت هر چند در صدر داستان عذر تحرير اين احوال خواسته اما چون مسود اوراق رفيق آن سفر بود لازم نمود كه در ازاء انواع اشفاق و ملاطفات كه از ايشان مشاهده ميشد حقايق حالات آن سفر را مفصلا در رشتهء تحرير كشد كه هم پاس حقوق نمكخوارگى داشته باشد و هم شيوهء ستوده مردم نوازى دستور العمل بزرگان روزگار و كارآگاهان دقايق مردمى گردد اكنون از اينجمله معترضه باز آمده بر سر حرف نخستين كه مقصد و مطلب اصلى است ميرود . القصه حضرت اعلى شاهى ظل اللهى چند گاه در دولتخانه مباركه نقش جهان اصفهان بمسرت و شادمانى گذرانيده بعد از فراغ از سير و صحبت و شكار و دادخواهى خلايق و انتظام مهمات عراق ارادهء سير و شكار مازندران بهشت نشان از خاطر خطير همايون سر زده عاليجناب اعتماد الدوله و صدور عظام و امراء و اركان دولت را جهة فيصل مهام ديوانى در صفاهان گذاشته با معدودى از مقربان و خاصان درگاه بجانب مازندران تشريف بردند و زمستان و بهار را در متنزهات آن ديار كه از قطعات رياض جنان نشان ميدهد و در فصل پائيز و بهار از كثرت رياحين و ازهار و لاله و نرگسزار بهترين بلاد عالم و مردم آن ولايت را هميشه از گلهاى تازه و تر دماغ جان معطر است شعر هو مشكبو چون شميم نگار * نه گرم و نه سرد و هميشه بهار بنفشه گرفته سراسر زمين * چو خط بر رخ خوبرويان چين بخرمى و اقبال گذرانيده داد خوشدلى دادند .