اسكندر بيگ تركمان
757
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ملازمان و منسوبان و اهل خدمت حسب المقدور خدمات نموده تواضعات و تكلفات آدميانه بظهور آوردند همت عالى صاحبى بجناب خلافت پناهى و اولاد گرامى سوغات و ارمغانى لايق داده بهمگى اقوام و مردم آن سلسله خلعتهاى فاخر عطا فرمودند از آنجا بنشاط و خرمى متوجهء اردوباد شده در ساعت سعد داخل آن بلده طيبه گشته در منازل خلد آساى آبا و اجداد نزول فرمودند و صواب عظام آن بلده از بزرگ و كوچك و وضيع و شريف بلوازم استقبال استعجال نموده آثار بهجت و شادكامى بظهور آوردند و خدام صاحبى بمقتضاء عطوفت و اشقاق جبلى با كافهء مردم آن بلده يارانه و برادرانه سلوك فرموده انواع مردميها كه سزاوار بزرگى و بزرگ - منشى بود بظهور آورده منتسبان سلسلهء عليهء نصيريه را بخلاع گرانمايه و ارمغانى نواخته جميع صواحب و اعيان و ريش سفيدان هر طبقه راحتى اهل خرد و صناعت خلعتهاى لايق داده باهل صلاح و فقيران و درويشان و عورات مستحقه عطاياى ارجمند فرمودند تا بيست روز در آن خطهء طيبه اقامت فرموده همه روزه جشنهاى ملوكانه و صحبتهاى بزرگانه طرح ميفرمودند و لوازم آن بر وفق دلخواه مجلسيان بيش از حد و قياس مرتب و مهيا مىگشت و دو سه روز سيرونند واكليس تشريف برده پيوسته اوقات گرامى در كمال مسرت و شكفتگى ميگذشت . در ميان باغات آن بقعهء شريفه كوه بلندى واقع شده كه آن را نظاره مينامند و سيرگاه مردم آنجاست و باغات و بساتين فرح بخش كه در دامنهء آن افتاده و آب ارس كه از جانب غربى آمده ميگذرد بغايت مطبوع به نظر درميآيد و عاليجناب آصف صفاتى آب از كوههاى بلند به آنجا آورده بفواره بالاى نظاره برده و در سطح آن كوه عمارتى مشتمل بر يورت مثمن كه هر طرف ايوانى دارد طرح كرده در بالاى آن طالارى ساختهاند كه آب بر دور آن عمارت گردد و در برابر هر ايوان حوضى قرار دادهاند و در جانب جنوبى نظاره ده ذرع پائينتر زمينى واقع است كه تخمينا سه چهار جريب بوده باشد و مقرر فرمودند كه آن را هموار كرده حوض بزرگى در ميان آن ترتيب دهند كه چهار طرف آن باغچه باشد و از بالاى نظاره آب بفواره بحوض مذكور برند كه بطريق تخت صفر هرات كه از امكنهء مشهورهء آفاق است [ 534 ] آب از فواره ميان حوض ده گز بالا ميجسته باشد اما هنوز آنچه مكنون خاطر شريفش بود بظهور نيامده بود كه از گردش چرخ دوار و عادت مألوفه روزگار آن رفيع جناب را واقعه ناگزير پيش آمد اميد كه خلف صدقش كه اليوم بيمن مرحمت شاهنشاه صافى طويت حق گزار مسند نشين اورنك وزارت است باتمام آن موفق گردد . الحاصل تماشاى آنمكان نزهت بخش غم پرداز كاشانهء دل و نظارهء آن روشنى افزاى ديدهء نظارگيان افلاك بود و اين رباعى در آن هنگام از مطلع خاطر سر زده بود چون مناسب مقام بود در وقت تحرير ثبت افتاد : رباعى اين بقعه كه آفتاب سيارهء اوست * اوصاف بهشت جمله دربارهء اوست صد چشمه نهان به زير هر خارهء اوست * روشن كن چشم حور نظارهء اوست بالجمله در اول ماه رجب از آن مقام فرح انجام مراجعت واقع شده تا انتهاء الكاء دزمار جناب خلافت پناهى و اقوام مشايعت نموده بخدمات قيام داشتند و از آنجا ببلدهء اهر آمده بسعادت زيارت تربت شريف شيخ العارفين شيخ شهاب الدين اهرى قدس سره فايز گرديدند و از آنجا بدار الارشاد اردبيل آمده منازل جناب وزارتمآب خواجه محمد رضا وزير آنجا كه در كنار رودخانه و