اسكندر بيگ تركمان

732

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

[ 514 ] راه آمد شد بيرونى مسدود گشته آذوقه لشكر روى در كمى آورد و نرخ مأكولات ترقى كرده جو و كاه حكم عنقا گرفت بنابر توجه خاطر اشرف بترفيه احوال سپاه و غمخوارى لشكر حكم شد كه عساكر نصرت نشان طوايل و الاغان بارى و سوارى كه در پاى قلعه ضرورت داشته باشند بصحراى آب كركه گرمسير است و هميشه علف خشك و تر ميدارد فرستند . لهذا اكثر اهل اردو الاغان بارى و سوارى را بنابر فقدان عليق بصحراى مذكور فرستادند و تا سه ماه آفتاب عالميان سر در نقاب حجاب و پردهء احتجاب كشيده از زير ابر ظلمت تاب چهره نمينمود و اكثر اوقات هوا مترشح و سحاب متقاطر بوده شبانروز بارندگى انقطاع نمييافت و در آن دو سه ماه عساكر ظفر پناه بصعوبت روزگار گذرانيدند با وجود اين حال چون ماه صيام باختتام رسيد حضرت اعلى شاهى ظل اللهى متوجه امر محاصره و امور قلعه گيرى شدند . بر از كياء پوشيده نماند كه بلدهء شماخى در ميان راه واقع شده طول شهر و قلعه در عرض دره واقع افتاده شده اصل شهر كه بيوت و مساكن رعيت است در دامنهء كوه طرف جنوبى واقع شده و خانه‌هاى حكام و سلاطين ماضيه بكوه جانب شمالى اتصال يافته و ارض آن نسبت باراضى شهر ارتفاع تمام دارد و روميان هر كدام را يك قلعه ترتيب داده هر دو را با هم اتصال داده‌اند و در قلعهء جانب شمالى كه مكان مرتفع است بروج عالى اساس سپهر مماس از سنك و آهك ساخته و پرداخته‌اند كه از غايت ارتفاع كمند انديشه از كنگره تسخير آن كوتاه است و از محكمى و استوارى بمتين الماسگون رخنهء در آن صورت پذير نيست و سيبه آوردن از جانب شمالى كه در مقابل اين بروج عالى افتاده بغايت دشوار است . بالجمله ملاحظهء اطراف و جوانب شهر و قلعه كرده مورجلها قسمت يافت جانب شمالى باهتمام اللّه ويرديخان قرار يافت و از جانب غربى كه طول شهر و قلعه و طرف اردوى معلى است اول سيبهء قورچى باشى و قورچيان عظام مقرر گشت و بعد از ايشان سيبهء ذوالفقار خان و لشكر آذربايجان و بعد از آن سيبه قرچقاى بيك و غلامان و تفنگچيان و بعد از ايشان سيبهء گنجعلى خان حاكم كرمان و در انتها جانب غربى سيبهء عليقلى خان ايشيك آقاسى باشى شاملو قرار يافت و ساير امراء و عساكر ظفر فرجام بكومك سيبهاى مذكور معين گشتند و در جانب شرقى كسى تعيين نيافت و چون مصالح و اسباب ضرورى سيبه در پاى قلعه نبود و از راه دور آوردن از كثرت بارندگى و گل و لاى كه شتر و الاغ را مجال تردد نبود متعذر بود لاعلاج مبارزان جنود اقبال حسب الاشارهء شهريار بيهمال كه در عالم جوانى دانش آموز پيران كار ديدهء تجربه كار از راه دور شروع در حفر جسر نموده در هر چند قدم برج گونه ترتيب داده بر دور آن خندق بريده تفنگچى كماندار و مردم دلير جنگى به قدر احتياج در آنجا ميگذاشتند كه محافظت كاركنان جسر مينموده باشند و بدين طريق پيشتر ميرفتند و با وجود بارندگى شب و روز آرام نگرفته در سيبها كار ميكردند و روميان در اوايل حال در كمال نخوت و غرور اظهار تجلد نموده از دروازه‌هاى شرقى و جنوبى كه كسى نبود بيرون آمده در دامنهء كوه صف كشيده آمادهء رزم و قتال ميگشتند و بعضى اوقات پيشتر آمده آهنگ نبرد ساز ميدادند و از اين طرف چون اسبهاى اكثر سپاهيان كه در جنگ قلعه ضرورت نبود بصحرا فرستاده بودند ميسر نميشد كه بصدمات دليرانه مخالفان را گوشمالى داده از باره تهور و بىاعتدالى به زير آورند و روز بروز پاى بىاعتدالى پيشتر و بيشتر نهاده سر راه بر متمردان اردوى معلى گرفته دستبرد مينمودند تا آنكه بعضى از اعيان سپاه و ملازمان درگاه كه قدرت اسب نگاهداشتن داشتند و بصحرا فرستاده بودند مورد عتاب و خطاب شاهانه گشته اسبهاى خود را از صحرا آوردند و يك دو مرتبهء ديگر سواره بيرون آمدند آهنك