اسكندر بيگ تركمان
728
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
حقايق آن حال و صعوبت آن احوال در محل خود نگاشته كلك شيرين مقال گرديده چون جواد خوشخرام قلم در ميدان تبيان حالات اين طبقهء و الا مقام به قدر الطاقة تكاپوى نمود اكنون وقت آنست كه سررشته سخن بدست آورده روى بر شارع مقصود نهيم و بدستيارى خامه بلاغت نشان بر سر حرف نخستين رويم . القصه چون حضرت اعلى شاهى شاهى ظل اللهى متوجه سير قصبهء اردوباد شدند و معتمدان جناب آصف صفات مرحوم چنانچه بايد و شايد و در حوصلهء خيال گنجد بسامان و سرانجام اسباب ضيافت پرداختند و خرد و بزرگ آن بلده باستقبال استعجال نموده از روى كمال فدويت [ 511 ] و اخلاص جبههء عبوديت بر خاك سوده از غبار سم سمند جهان پيماى شاهى روشنائى ديدهء اميد حاصل مينمودند و آن حضرت بديده تلطف و مرحمت در آن قوم نظر انداخته در كمال فرح و انبساط خاطر و شكفتگى مزاج منازل دلگشاى آن سلسلهء رفيعه را بفر نزول همايون زينت افزودند و فرمانبران دستور آصف نشان جشن شاهانه كه در خور ميهمانى چنين باشد آراسته ساده رخان گلعذار به آتش خط و گلگونهء رخسار به آن مجلس بهشت نشان بسان حور و غلمان درآمده اقراح راح ريحانى بگردش درآوردند و چند روز در كمال نشاط و خرمى بهجت - افزاى خواطر بودند و ملازمان آصف جم افتدار لحظهء از كشيدن اطعمه و اشربهء لذيذه و ميوههاى گوناگون نمىآسودند و از هر گونه ما يحتاج آن مقدار جمع آورده بودند كه زياده از آن متصور نبود و آن جناب چند روز بر اينموال خوان كرم گسترده جميع امراء و اركان دولت پادشاهى و مخصوصان و مقربان بساط اقدس و ملازمان درگاه را كه در ركاب نصرت انتساب بودند و امراء و اعيان كه از تعمير قلعهء ايروان فارغ گشته فوج فوج وارد ميگرديد مقدارى كرامند على قدر درجاتهم برسم اقامت و ساورى ايثار ميكردند و اهل خدمت و ارباب طرب و ندماء مجلس بهشت آئين را بخلاع فاخره و انعامات و تكلفات وافره نوازش فرمودند . بعد از چند روز ارادهء خاطر اشرف بدان متعلق گشت كه مواضع قريبهء آن بلده را سير فرمايند از آن جمله موضعى است و نندنام از قراء معتبره و اماكن لطيفهء روزگار در دامنهء كوهى واقع شده درهء در ميان دارد در هر دو طرف دره باغات و بساتين ميوهدار بيشمار آب خوشگوارش ما صدق تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ و حدايق ميوهدارش طوبى مثال پربرگ و بار و چون آن منزل نيز محل توطن و سكناى بعضى از طبقه عليهء نصيريه است و فى الحقيقة آن موضع نزهت بخش نيز به آن سلسله منسوبست در آنجا نيز اسباب ضيافت و ما يحتاج بدستور اردوباد از سركار آن عاليجناب مكرمت نهاد مرتب گشته دقيقهء از دقايق ميزبانى فرو گذاشت نكردند و از آنجا بسير قصبهء كليس كه سكنهء آنجا اكثر مسيحى اهل ذمه و برخى مسلمان نيز هستند تشريف برده منازل آن طايفه را بنور حضور منور گردانيده فرح افزاى ضماير بودند . بعد از فراغ از سير و تماشاى آن حدود بصوب اردوباد مراجعت فرموده ديگر باره آن بلده طيبه از ورود مقدم همايون رشك بستان ارم گرديد و چون عزيمت جانب قراباغ و يورش شيروان مصمم خاطر انور بود و راهى بود كه از اردوباد به فضاى قراباغ ميرود و بدرهء على موسوم است راهى است در مضيق جبال بغايت تنك و عبور دو سوار از پهلوى يكديگر از مضايق آن بسيار دشوار فرمان گيتى مطاع بنفاد پيوست كه از امراء و اعيان لشكر و طبقات حشم فوج فوج و مرتبه بمرتبه بتدريج از آنراه عبور نموده در چولدرو بر كشاط كه صحارى مسطح و علفزارهاى مروح دارد جمع آيند و موكب اقبال تا ده روز بواسطهء صعوبت راه و عبور لشكر انجم حشر در خطهء دلگشاى اردوباد عشرت پيرا بوده كامبخش سكنهء آن بلده بودند و خدمات اعزهء سلسلهء نصيريه و اقرباء و اتباع اعتماد الدوله مغفور مرضى خاطر مبارك و مستحسن كافه