اسكندر بيگ تركمان

721

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

نميداريم آنچه حضرت بارى تعالى خواسته باشد چنان خواهد شد و مقدرات ازلى را از ظهور چاره نيست و اميدواريم كه بر حسب الحق يعلو و لا يعلى عليه بمطلب خود فايز گرديم . ديگرى از سوانح اين سال آنست كه چون در زمستان سال گذشته كه رايات جلال متوجه تسخير گنجه و قراباغ بود از جماعت روميه فوجى بتاخت آمده چند قريه را از قراء كوكجه دنكيز كه بامير كونه خان متعلق بود غارت نموده بودند در اين سال امير كونه خان با اتباع خود و جنود آراسته بتاخت و غارت الكاء روميان رفته تا حوالى خطه وان و عادلجوز تاخت كرده سالما غانما باز گرديد از امراء اكراد محمودى كه در آن سرحد ميباشند عبدالله بيك حاكم خوشاب و زينل خان حاكم قراحصار و مصطفى بيك حاكم ماكو و زينل بيك حاكم چورس و ايلچيان ميران سنجق آنطرف سيما مير شرف حاكم جزيره و ضياء الدين خان ولد شرف خان حاكم تبليس و زكريا خان چكارى بنا بر اظهار دولتخواهى و انجاح مطالب و مقاصد خود نزد امير كونه خان آمده باتفاق بدرگاه جهان پناه آمدند و بوساطت خان مذكور در حدود نخچوان سعادت بساط بوسى دريافتند . امير كونه خان بجانب ايروان رخصت يافت و امراء و ايلچيان مذكور مشمول الطاف و احسان گشته حكومت چورس بدستور بزينل بيك و ماكو بمصطفى بيك شفقت شده مبلغ دويست تومان شاهى عراقى زر نقد به او انعام فرمودند و عبدالله بيك بعد از فوت سليمان بيك برادر خود مير عشيرت و حاكم خوشاب شده بود زينل خان عمزادهء او كه با سليمان بيك معاند بود و قراحصار را بعنف از او گرفته بود چون بعد از وقوع محاربهء جغال اغلى و انهزام او زينل خان مذكور التجاء بظلال عاطفت شاهى آورده در سلماس بپايهء سرير اعلى آمد منشور ايالت آن قوم و حكومت خوشاب كه سنجق مير عشيرت آن قبيله است باسم او شرف صدور يافته بود بدينجهت ميانهء عمزادها مناقشه بود در اين اوقات كه هر دو شعار شاهى سيونى ظاهر ساخته بدرگاه گيتى پناه آمدند مقرر شد كه ميانهء عمزاده‌ها صلح واقع شده الكاء موروثى حسب الصلاح ريش سفيدان اكراد ميانهء ايشان منقسم گردد عظماء اكراد حسب الفرموده عمل نموده وثيقه در آن باب برضاى طرفين در قلم آورده به نظر اقدس رسانيدند و حكم همايون بر طبق آن باسم هر يك شرف نفاذ يافت اما زينل خان روزى چند با عبدالله بيك گرگ آشتى كرده بالاخره فيما بين با فساد مفسدان كه هيچ طبقهء خالى از آن نيستند و طبقه اكراد از همه بيش و در مفسدت از همه در پيشند مواد نزاع در هيجان آمده قلعهء خوشاب به تصرف زينل خان درآمد و شرح آن عنقريب رقمزده كلك بيان ميگردد . بالجمله عنايت خسروانه امراء اكراد و ايلچيان مذكور را بخلاع گرانمايه سرافراز فرموده جهة مير شرف و زكريا خان و ضياء الدين خلاع فاخره و تنسوقات لايقه ارسال داشتند و همگى آن گروه مسرور و خوشدل رخصت انصراف يافته روانه شدند بعد از رفتن ايشان اراده خاطر اشرف بسير و گشت [ 506 ] خطهء اردو باد متعلق گشته سايهء اقبال بر مفارق متوطنان آن بلدهء طيبه گستردند كه تا تعمير قلعهء ايروان و بازگشتن امراء و لشكريان چند روزى در آن مقام بهجت فزا عشرت پيرا بوده بعد از فراغ خاطر از مهام قلعهء مزبور عنان نصرت نشان بتسخير ولايت شيروان معطوف دارند انشاء اللّه - وحده العزيز . عالم آراى عباسى 46